چاپ نخست رمان «بیمار خاموش» [The silent patient] اثر «الکس میخائلیدیس» [Alex Michaelides] با ترجمه زهرا شکوهی‌فر از سوی انتشارات نقش و نگار وارد بازار کتاب شد.

بیمار خاموش [The silent patient] الکس میخائلیدیس [Alex Michaelides]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، «بیمار خاموش» یک رمان روان‌شناختی_جنایی دلهره‌آور است که تعلیق و تراژدی یونان باستان را درهم آمیخته است.

این رمان روایتی جذاب از تقابل زنی که همسرش را به گونه‌ای فجیع به قتل می‌رساند و پس از اقدام خود کلمه‌ای حرف نمی‌زند و روان‌کاوی که می‌کوشد راز این بیماری خاموش را بگشاید و البته لایه‌های درونی شخصیت خودش را نیز واکاوی کند.

آلیسیا برنسون یک زن به تمام معنا کامل است؛ زیبا، ثروتمند، هنرمند و باهوش؛ همسر او نیز عکاسی مشهور و شناخته شده است! یک زندگی ظاهراً بی‌عیب‌ونقص و رویایی در خانه‌ای بزرگ و مجلل در بهترین محله لندن! اما یک شب وقتی که همسر آلیسیا دیروقت به خانه برمی‌گردد آلیسیا پنج گلوله همسرش شلیک می‌کند و او را به قتل می‌رساند و دیگر حتی یک کلمه هم حرف نمی‌زند.

چاپ نخست رمان «بیمار خاموش» در قطع رقعی و جلد شومیز در ۳۶۰ صفحه با قیمت ۷۰ هزار تومان از سوی انتشارات نقش و نگار در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

[رمان «بیمار خاموش» نخستین بار با ترجمه مریم حسین‌نژاد و توسط نشر سنگ و همزمان با ترجمه سامان شهركی با عنوان «نقاش سكوت» توسط نشر «خزه» در سال 1398 منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...