رمان «پاپ و مرتد» [The Pope and the heretic : a true story of courage and murder at the hands of the Inquisition] نوشته مایکل وایت [White, Michael] با ترجمه فروغ پوریاوری توسط نشر ثالث به نمایشگاه کتاب تهران رسید.

پاپ و مرتد» [The Pope and the heretic : a true story of courage and murder at the hands of the Inquisition] نوشته مایکل وایت [White, Michael]

به گزارش مهر، ترجمه این کتاب توسط فروغ پوریاوری انجام شده و روایتگر زندگی جوردانو برونو کشیش روشنفکر و فیلسوفی حقیقت‌جویی است که در قرن شانزدهم میلادی زیر شکنجه‌های وحشتناک پاپ کلمنت هشتم مقاومت کرد و تسلیم نشد. جوردانو برونو بر سر اعتقاد و باورهای خود، کشته شد.

ترجمه این رمان که در ۲۴۳ صفحه به چاپ رسیده است، پیشتر توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده بود و اینک بعد از مدتها توسط نشر ثالث عرضه شده است.

کتاب «دختر استالین» نوشته رزماری سالیوان با ترجمه بیژن اشتری هم با نسخه‌های چاپ پنجمش توسط این ناشر در نمایشگاه عرضه شده است. کتاب جدیدی هم که این ناشر از مجموعه چهره‌های تاریخی خود به نمایشگاه آورده، «فرمانده» نوشته روری کارول با ترجمه بیژن اشتری است که چاپ اولش در نمایشگاه رونمایی شد. این کتاب اثری مشروح درباره زندگی، موفقیت‌ها و ناکامی‌های هوگو چاوز رئیس‌جمهور پیشین ونزوئلا است.

یکی از کتاب‌های مهمی که ثالث با چاپ اول به نمایشگاه کتاب امسال آورده، «وصیت خیانت‌شده» نوشته میلان کوندرا نویسنده سرشناس اهل جمهوری چک است. ترجمه این کتاب هم توسط فروغ پوریاوری انجام شده و یک مقاله بلند ۹ قسمتی را از این نویسنده شامل می‌شود.

رمان ایرانی «مرزهایی که از آن گذشتی» نوشته مسعود بُربُر دیگر کتاب چاپ اولی است که توسط این ناشر به نمایشگاه کتاب تهران رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...