رمان «خانه‌ بی‌سقف» [Open house] نوشته الیزابت برگ [Elizabeth Berg] با ترجمه ندا لُهُردی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

خانه‌ بی‌سقف [Open house] الیزابت برگ [Elizabeth Berg]

به گزارش خبرگزاری مهر، الیزابت برگ از جمله‌نویسندگانی است که آثارش جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز  هستند. اما بین آثارش، «خانه‌ بی‌سقف» جایگاه ویژه‌ای دارد و علاوه بر  پیدا کردن مخاطبانی فراوان، رمانی مهم و جدی محسوب می‌شود. چنان‌که باشگاه کتابخوانی اپرا وینفری این‌رمان را به‌عنوان کتابی تأثیرگذار انتخاب کرد تا خوانندگانش درباره‌ آن بحث و تبادل نظر کنند.

از رمان مذکور در سال ۲۰۰۳ فیلمی تلویزیونی با همین‌نام اقتباس و ساخته شد. داستان «خانه بی‌سقف» درباره ترس‌ها، تردیدها و البته امیدواری‌های زنی است که بسیاری از انسان‌ها در زندگی خود تجربه کرده‌اند.

نشریه سنت لوییس پست دیسپچ در مقاله‌ای درباره این‌کتاب نوشته بود: «الیزابت برگ با شوخ‌طبعی و درک مسائل احساسی یک زن، این رمان را نوشته است. دیدگاه مثبت و درست این نویسنده نسبت به انسانیت، در شخصیتهای داستانش و لابهلای صفحات کتابش کاملاً پیداست.» مجله نیویورک دیلی‌نیوز هم درباره این‌کتاب چنین‌جملاتی را چاپ کرده بود: «دیالوگ‌های سرگرم‌کننده و بی‌نقص... خواندن این‌کتاب شبیه گوش‌دادن به درددل‌های محرمانه و خصوصی یک‌زن است.»

این‌کتاب با ۲۷۲ صفحه و قیمت ۳۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

درحین اینکه بورخس از ادبیات ناب دفاع می‌کرد، هیچ مشکلی نمی‌دید که با دیکتاتور خورخه رافائل ویدلا برای صرف شام قرار بگذارد؛ با کسی که بار اصلی مسئولیت 30 ‌هزار مرد و زن ناپدیدشده‌ آرژانتینی و صدها کودک ربوده‌شده بر دوش او بود... این سرکوبگری تروریستی ناگزیر به خودسانسوری انجامید... رسانه‌ها و تلویزیون در دست معدود بنگاه‌ها است و آزادی عقیده در آن خیال‌پردازی‌ای بیش نیست ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...