محمد جوادی از ترجمه اولین رمان خورخه ولپی [Jorge Volpi] مکزیکی در ایران با عنوان «در جستجوی کلینگزور» [En busca de Klingsor یا In Search of Klingsor] خبر داد.

خورخه ولپی [Jorge Volpi]  «در جستجوی کلینگزور» [En busca de Klingsor یا In Search of Klingsor]

جوادی درباره نویسنده کتاب به ایسنا گفت: خورخه ولپی اِسکالانتِ متولد ۱۹۶۸، رمان‌نویس و مقاله‌نویس مکزیکی است. او دکترای حقوق و زبان اسپانیایی دارد. آثارش به ۲۵ زبان ترجمه شده و جوایزی متعددی را از آنِ خود کرده است. ولپی با اولین کارهای منتشرشده‌اش و مشارکت در بیانیه مانیفست کِرَک (Crack Manifesto) به همراه چند نویسنده‌ جوان در اعتراض به وضعیت موجودِ ادبیات مکزیک، توجه‌ها را به خود توجه کرد. رمان‌های ولپی با تمرکز بر عملکرد شخصیت‌ها و تحقیقات در مباحث آکادمیک بویژه تاریخ و علم، از رئالیسم جادویی و سایر گرایش‌های ادبیات آمریکای لاتین فاصله گرفته است.

مترجم رمان «کارآگاهان وحشی» در ادامه گفت: ولپی سال ۱۹۹۶ برای اخذ دکترای خود در دانشگاه سالامانکا به اسپانیا رفت. در مدت حضورش در اسپانیا نگارش رمان در جستجوی کلینگزور را آغاز کرد. در آنجا با نویسنده‌ای به نام ایگناسیو پادیلا ملاقات کرد و تجربیاتشان را با هم به اشتراک گذاشتند و از وی به شکل غیرمستقیم در رمانش تأثیر گرفت. او همچنین برای تحقیقاتش به منظور نگارش این رمان زبان آلمانی را آموخت. وُلپی پس از خواندن تِرا نوستارا (Terra Nostra) اثر کارلوس فوئنتس تصمیم به نویسندگی گرفت زیرا متقاعد شده بود نوشتن می‌تواند تاریخ را از نو بسازد. ستایش فوئنتس از رمان در جستجوی کلینگزور، باب آشنایی ولپی را با او میسر ساخت.

جوادی درباره رمان در جستجوی کلینگزور گفت: رمان در جستجوی کلینگزور موفق‌ترین اثر ولپی است که به ۱۹ زبان ترجمه شده و رکورد فروش در اروپا را شکسته، جزء پرفروش‌ها در جهان بوده است. این رمان روایتی است از زبان گوستاف لینکس دانشمند ریاضی‌دان آلمانی درباره زندگی خودش، ترور نافرجام هیتلر، وقایع جنگ جهانی و دانشمندی که گفته می‌شد دست راست هیتلر در پروژه‌های علمی و اتمی بوده است. شبحی به نام کلینگزور. در جستجوی کلینگزور یک رمان تاریخی است با درون‌مایه‌ واقعیت. رمانی که در آن مرز بین تخیل و واقعیت از میان رفته و مخاطب از طرفی داستانی را می‌خواند که تصویرسازی زیبایی براساس مشاهدات لینکس، کتاب‌ها و مقالات بسیار که خورخه ولپی مطالعه کرده صورت گرفته و از طرفی ابتدای هر بخش لینکس قوانینی را آورده و پس از فرضیه‌سازی و نتیجه‌گیری سراغ داستان اصلی رفته تا به مخاطبان برساند که داستان براساس شواهد مذکور بسیار نزدیک به واقعیت است.

مترجم آثار بویدن در ایران درباره سبک ولپی گفت: رمان‌های ولپی دارای سبک نوشتاری خاصی است که از دیگر ادبیات آمریکای لاتین بویژه رئالیسم جادویی متمایز شده. رمان‌هایش سرگرم‌کننده و آموزنده با تاکید بر تحقیق و تفحص است. از نظر ولپی ادبیات عاملی است برای ارضای کنجکاوی‌ بشر و جست‌وجوی دانش. ولپی ترجیح می‌دهد از راویان اول‌شخص استفاده کند. از نظر ولپی، رمان خوانندگان را در موقعیتی قرار می‌دهد تا بتوانند چگونگی عملکرد انسان را بررسی کنند. او از هویت به عنوان ترکیبی از شخصیت، خلق و خو و اراده می‌نویسد. داستان‌هایش غالباً آزمایش‌هایی هستند برای کنار هم قرار دادن خلق‌وخوهای خاص به منظور تجزیه و تحلیل تعاملشان با یکدیگر. بااین‌حال، دانش در رمان‌های ولپی در گرو جست‌وجو و کاوش است، نه توضیح شناخته‌شده‌ها، و به طور کلی با مفهوم هویت و رفتار انسان مرتبط است.

رمان در جستجوی کلینگزور در ۴۶۴ صفحه از سوی نشر نون با ترجمه محمد جوادی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...