کتاب «یک خانواده‌ عجیب»[Wonderfully dysfunctional] نوشته بوفی نیل [Buffi Neal] با ترجمه بهاره قاسم‌پور توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

یک خانواده‌ عجیب [Wonderfully dysfunctional] بوفی نیل [Buffi Neal]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بوفی نیل نویسنده این‌کتاب، در اولین و تنها کتاب خود از خاطراتش به عنوان زنی نوشته که طلاق گرفته، دو فرزند شلوغ‌کار دارد که باید به تنهایی آنها را بزرگ کند، شغلش سنگین و طاقت‌فرساست، مادربزرگش در آستانه‌ مردن است و در کل، زندگی بر وفق مرادش نیست؛ اما نه تنها از پا نمی‌نشیند، بلکه به بازسازی زندگی‌اش می‌پردازد.

نویسنده این‌کتاب ۲۰ سال در حوزه­ علوم کامپیوتر کار می‌کرد، اما همواره مشتاق بود که برای فرار از روزمرگی‌ها بتواند درباره­ داستان‌ها و اتفاقات غیرعادی زندگی­اش بنویسد. نهایتاً هم تصمیم‌ خود را عملی کرد که نتیجه‌اش شد کتاب «یک خانواده‌ عجیب».

این‌کتاب از همان بدو انتشار مورد استقبال قرار گرفت و مجله­ نقد کتاب کرکاس درباره‌اش نوشت: «کتابی دلنشین و احساس‌بر­انگیز درباره­ کمی متفاوت بودن.» سایت آمازون هم این‌گونه به استقبال آن رفت: «نه شبیه خانواده­ای عادی، نه شبیه خاطراتی عادی. کتاب یک خانواده­ عجیب بیشتر شبیه داستانی است خیالی مملو از تعلیق، هیجان و شوخ‌طبعی.»

«یک خانواده‌ عجیب» را می‌توان کتابی دانست که با زبانی ساده و طنازانه در ستایش امیدواری، ایمان و نوشتن نوشته شده است.

این‌کتاب با ۲۲۴ صفحه و قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

به وضعیت دلداده‌ای شباهت دارد که بعد مرارت‌های فراق تا وصال، متوجه می‌شود معشوق‌اش آن کسی که فکر می‌کرده نیست. دلداده در این شرایط نه عاشق است، نه فارق، از عشق گردیده... سیمین، گمشده‌ای مخصوص به خودش دارد. کسی که نمی‌شود در دیگری پیدایش کرد: مادری نادیده که سال‌ها به خاطرش مکافات کشیده و برای اینکه دختر همان مادر بماند جایی برای گریختن جز خیال او ندارد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...