رمان «خدمت‌کار» [The help] نوشته کاترین استاکت [Kathryn Stockett] درباره زنان شجاعی‌ست که در برابر رفتارها و باورهای نادرست ایستادند و نویسنده با احترامی عمیق و حس همدردی از آنها و آنچه بر آنها گذشت، می‌گوید.

خدمت‌کار» [The help] کاترین استاکت [Kathryn Stockett]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ رمان «خدمت‌کار» نوشته کاترین استاکت که با ترجمه آراز ایلخچویی و از سوی نشر آموت به بازار کتاب راه یافته است، داستانی از شهر جکسون در ایالت می‌سی‌سی‌پی را در دوران مبارزات مدنی سیاه‌پوستان در اوایل دهه 60، از نگاه سه عضو از جامعه‌ای را روایت می‌کند که هرکدام به نوعی درگیر آسیب‌های مطرح در این حوزه هستند. «مینی» سرکش، صریح، شجاع، بااراده و قوی است. «آبیلین» قلبی گرم، بخشنده و عاشق دارد و «اسکیتر» کمی ساده‌لوح و بسیار مهربان است.

داستان حول محور آرزوهای اسکیتر در جریان است؛ دختر جوانی که به تازگی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده و دوست دارد تبدیل به نویسنده بزرگی شود؛ اما همه آرزوهایش با خواست مادرش برای ازدواج او، خاموش می‌شود. او که آینده را از دست رفته می‌یابد، پس از گذار از ناامیدی و یاس، به دید تازه‌ای از اطرافیانش دست می‌یابد. او در طول داستان از نفوذ دیگران رها می‌شود و می‌آموزد که برای زندگی‌اش تنها خودش است که باید تصمیم‌گیرنده باشد. اسکیتر درمی‌یابد که زندگی و راحتی خانواده‌های سفیدپوست در گرو خدمتکارانِ سیاه‌پوستی‌ست که همیشه خنده بر لب دارند و با ظاهر خستگی‌ناپذیر و انعطاف‌پذیر همواره مشغول کار هستند؛ اما هرروز مورد بدرفتاری و تبعض نژادی قرار می‌گیرند. او تصمیم می‌گیرد کتابی را براساس زندگی آنها بنویسد. اسکیتر نوشتن را آغاز می‌کند و هرچه بیشتر در این مسیر پیش می‌رود، چیزهای زیادی درباره خود و اطرافیانش می‌فهمد.

کامل شامل 34 فصل است و روایت داستان در هر فصل به صورت اول شخص و در میان راویان (آبیلین، مینی و اسکیتر) در رفت و برگشت است. روایت‌ها رُک و پوست‌کنده و کاملا صادقانه هستند و همین مسئله باعث می‌شود که مخاطب با داستانی باورپذیر مواجه بوده و از همه مسائل باخبر باشد.

کاترین استاکت در رمان «خدمت‌کار» با پرداخت کامل شخصیت‌های اصلی، ارائه ویژگی‌های خاص هر شخصیت و قرار دادن آنها در موقعیت‌ها و شرایط متفاوت، احساساتِ عمیق همچون عصبانیت، انزجار، خوشحالی، احترام، شرم، ترس، اضطراب و ... در مخاطبان برمی‌انگیزد. این کتاب درباره زنان شجاعی است که در برابر رفتارها و باورهای نادرست ایستادند و نویسنده با احترامی عمیق و حس همدردی از آنها و آنچه بر آنها گذشت، می‌گوید.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم:
«صبحِ دوشنبه سرِ کارم برمی‌گردم. تمام طول راه، تمرین می‌کنم که چه بگویم و چه کار کنم. باید بروم توی آشپرخانه... بگویم که می‌دانم حرف اضافی زده‌ام... کیفم را روی صندلی می‌گذارم... می‌گویم که به من مربوط نیست، نباید دخالت می‌کردم... بعد... بعد باید بگویم معذرت می‌خواهم، سخت‌ترین جایش همین است.
وقتی صدای پایِ خانم سلیا را توی راهرو می‌شنوم، آماده‌باش می‌ایستم. نمی‌دانم انتظار چه چیزی را داشته باشم؛ این‌که عصبانی بشود یا سرد و بی‌تفاوت برخورد کند یا شاید صاف بایستد و دوباره اخراجم کند. تنها چیزی که می‌دانم این است که اول باید خودم صحبت کنم.»

کاترین استاکت(1969)، نویسنده آمریکایی و فارغ‌التحصیل زبان انگلیسی و نویسندگی خلاق است. نخستین کتاب او به نام «خدمت‌کار» که نوشتن آن حدود 5سال به طول انجامید، درباره خدمتکاران رنگین‌پوست در دهه 1960 میلادی‌ست که در شهر جکسون ایالت می‌سی‌سی‌پی آمریکا در خانه سفیدپوستان کار می‌کنند. این کتاب بیش از 100 هفته در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار داشت و تاکنون به 42 زبان ترجمه شده است.

آراز ایلخچویی (آبان 1358- شهریور 1398)، فارغ‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی بود که ترجمه کتاب‌های «زن، غذا و خدا»، «مقبره‌ی مومیایی» و «خدمت‌کار» از او به چاپ رسیده است.

رمان «خدمت‌کار» نوشته کاترین استاکت، در 700 صفحه، با شمارگان 550 نسخه، به قیمت 299 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد گالینگور، با ترجمه زنده‌یاد آراز ایلخچویی و از سوی نشر آموت منتشر شد.

[رمان «خدمتکار» اثر کاترین استاکت برای نخستین بار با ترجمه هدیه تقوی و توسط نشر البرز منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...