رمان «هرگز نمیر» [Never Die] نوشته راب جی. هیز [Rob J. Hayes] به‌تازگی با ترجمه محمد عباس‌آبادی توسط نشر چترنگ منتشر و راهی بازار نشر شد.

هرگز نمیر» [Never Die]  راب جی. هیز [Rob J. Hayes]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب که یکی از عناوین مجموعه «ادبیات فانتزی» نشر چترنگ است، سال ۲۰۱۹ منتشر شده است.

راب جی. هیز نویسنده انگلیسی این‌کتاب، رمان‌های فانتزی با حال وهوای سامورایی‌ و شمشیرزنی ژاپنی می‌نویسد و در این‌رمانش هم، جایی در شرق دور و زمانی که خیلی دور است، امپراطور ده پادشاه در هوسا باعث قحطی و فقر شده و خدایان را خشمگین کرده است. راب جی. هیز پس از امتحان مشاغل مختلف، نویسندگی را انتخاب کرد و دنیای ذهنی خود را روی کاغذ آورد که نتیجه‌اش رمان‌های فانتزی او هستند. او در سال ۲۰۱۷ برنده جایزه SPFBO شد.

در قصه «هرگز نمیر» که مانند دیگر آثار نویسنده‌اش، در فضایی چینی و ژاپنی جریان دارد،‌ دوران امپراطور ده‌پادشاه به سر رسیده و پسربچه‌ای به‌نام آین مأموریت دارد او را به سزای اعمالش برساند. با شرایطی که برای این‌کار وجود دارد، پسرک نمی‌تواند به‌تنهایی از پس این‌کار بربیاید. بنابراین باید از قهرمانان دوره‌گرد کمک بگیرد. اما برای این‌که قهرمانان دوره‌گرد بتوانند به خدمت پسرک چشم‌سفید یعنی آین در بیایند، ابتدا باید بمیرند.

رمان «هرگز نمیر» در ۴۲ فصل نوشته شده است. این‌رمان بی‌شباهت به انیمه‌های ژاپنی نیست و با عناصری چون ارواح انتقام‌جو، قدرت‌های رزمی فوق‌بشری، شینیگامی و ... شبیه آثار سینمایی است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

زیهائو گفت: «ایتامی!» و سنگ کوچکی به سمت او پرت کرد. سنگ با برخورد به پای چو کمانه کرد و او توانست نگاهش را از آین برگیرد. «می‌خواستی راجع به شمشیرهات بهمون بگی.»
چو غلاف را از کمربندش باز کرد و در دامانش گذاشت. دو شمشیر در یک غلاف؛ یکی کاتانا، شمشیری فولادی که صدها بار تا و چکش‌کاری شده بود و دیگری ...
«توی ایپیا رسمه که یه شینتی بعد از اتمام آموزش‌هاش یه شمشیر مخصوص خودش سفارش بده. به همین دلیل وقتی همه آزمون‌هام رو با موفقیت پشت سر گذاشتم و استادها من رو لایق عنوانم دونستن، به یه سفر زیارتی به شهر اوکان رفتم که میفونه، بهترین شمشیرساز تاریخ، اونجا زندگی می‌کنه.» چو در آن‌سوی نور آتش لبخند زد. «وقتی ازش خواستم شمشیرم رو درست کنه، قبول نکرد. نه مسئله پول بود، نه مسئله احترام. وقتی بهم نگاه کرد، گفت نمی‌تونه تصمیم بگیره که کدوم من به کدوم شمشیر نیاز داره. فکر کردم یه پیرمرد دیوونه‌ست؛ ولی دیوونه بود یا نه رو نمی‌دونم؛ مردم بی‌دلیل کسی رو تحسین نمی‌کنن.

این‌کتاب با ۳۳۹ صفحه، شمارگان ۶۰۰ نسخه و قیمت ۱۰۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...