من هوشینو آمد

16 مرداد 1400

داستان «من» [ME] برنده‌ جایزه‌ ادبی کنزابورو اوئه ۲۰۱۱ و اثر تومويوكی هوشينو [Hoshino, Tomoyuki] منتشر شد.

من» [ME]  تومويوكی هوشينو [Hoshino, Tomoyuki]

به گزارش کتاب نیوز، اثر داستانی «من» نوشته تومويوكی هوشينو با پی‌گفتاری از کنزابورو اوئه و ترجمه‌ پیام غنی‌پور توسط نشر نقره چاپ شده است.

تومويوكی هوشينو نویسنده ژاپنی و برنده جایزه میشیما یوکیکو نیز هست. او سال 1995 در آمریکا متولد شد اما قبل از سه سالگی همراه خانواده اش به ژاپن بازگشت.

ناشر در معرفی این اثر  آورده است:

«من با نوع خاصی از کلاهبرداری آغاز می‌شود که در ژاپنِ سال‌های اخیر بسیار رواج داشته … تومویوکی هوشینو این مسئله‌ رایج در ژاپن را بهانه می‌کند تا به ابعاد دیگری از وضعیت ذهنیِ شکننده‌ افراد و جامعه‌ معاصر بپردازد … می‌توان به طور کلی و خلاصه گفت که هوشینو از جُرمی معمول فراتر رفته و کاوشی می‌کند در خودشناسی و هویت‌یابی؛ از گم‌گشتگی و ناپیوندیِ انسان‌ها سفری می‌کند به جهانی که خاطره‌ها و حافظه‌های افراد در هم ادغام شده‌اند و غیر قابل اعتمادند؛ هویت‌ها سیّالند، و حل شده‌اند در نظامی که فقدان شخصیت و فردیت دارد. نویسنده در لحظاتی از این رمان با زبدگی حس و دریافت واقعیت را هم برای کاراکترها و هم برای خواننده معلق می‌کند؛ و گاهی تشخیص هویت‌ها و کاراکترها را به تعویق می‌اندازد. تغییر مدام کاراکتر اول‌شخص در جهان این داستان به هویتی فراتر و جمعی‌ می‌رسد که «من» نامیده می‌شود» 

پیام غنی پور، مترجم این اثر، پیش از این کتاب دزد اثر فومی نوری ناکامورا را ترجمه کرده است.

«من» اثر تومويوكی هوشينو در 290 صفحه و قیمت 64 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...