به گزارش کتاب نیوز، به نقل از مهر، رمان «ناهار لخت» ‏‫[Naked Lunch] نوشته ویلیام اس. باروز [William S Burrough] و ترجمه فرید قدمی در ۴۰۰ صفحه و با قیمت هفتادهزار تومان توسط نشر هیرمند منتشر شده است.

ناهار لخت ‏‫[Naked Lunch] نوشته ویلیام سوارد باروز [William S Burrough]

ویلیام سوارد باروز که بود؟ بزرگ‌ترین رقیب مارکی دو ساد در بدنامی میان خیل نویسندگان؟ تبهکار و قاتلی که همسرش را در مکزیک کشت و به مراکش گریخت؟ یا آن‌گونه که نورمن میلر او را می‌خواند، نابغه‌ای در ادبیات؟ یا نویسنده‌ای جنجالی که دامنه‌ی تأثیرش از ادبیات گذشت و همان‌طور که بر نویسندگانی همچون جِی. جی. بالارد و کتی اکر تأثیر گذاشت، منبع الهامی برای فیلسوفانی نظیر میشل فوکو و ژیل دُلوز، آوازه‌خوانانی همچون پتی اسمیت و کرت کوبین، فیلم‌سازهایی همچون دیوید کراننبرگ و گاس ون سان، و موزیسین‌هایی همچون فیلیپ گلس و جان کیج نیز شد؟ اگر او را نویسنده بنامیم، باید از کدام ژانر سخن بگوییم؟ شعر، داستان، یا مقاله؟ اما تنها همین کلمه است که می‌تواند توصیفی از ویلیام باروز به دست دهد: نویسنده؛ چراکه تنها نویسنده است که همچون ولگرد مرزِ میان ژانرها را درمی‌نوردد، همچنان که مرزِ میان زندگی و ادبیات را؛ و باروز چنین نویسنده‌ای است.

این رمان یکی از جنجالی‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات امریکا و جهان است که نام آن همواره در صدر فهرست رمان‌های پست مدرن قرار گرفته است. این رمان همچنین در فهرست صد رمان برتر تاریخ ادبیات جهان قرار دارد، در کنار رمان‌هایی همچون «اولیس» جیمز جویس و «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست. ویلیام باروز در کنار جک کروآک و آلن گینزبرگ مثلث نسل بیت را تشکیل می‌دهند، نسلی که با آثارش تاثیر چشمگیری بر فرهنگ نیمه دوم قرن بیستم در امریکا و اروپا گذاشت. ویلیام باروز را شاید بتوان بدنام ترین نویسنده تاریخ ادبیات نیز دانست: معتادی که همسرش را به قتل رساند و به مراکش گریخت، اما با آثارش نویسندگان و متفکران بسیاری را تحت تاثیر قرار داد. کراننبرگ فیلم مشهور و تحسین شده «ناهار لخت» را بر مبنای این رمان ساخته است.

مقدمه مترجم درباره ویلیام باروز، نویسنده جنجالی امریکایی، اینگونه آغاز می‌شود: ناهار لخت منتشر شد. پس از شصت سال انتظار مشهورترین رمان نسل بیت به فارسی منتشر شد

«ناهار لخت» عنوان یکی از جنجالی‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات است که پس از ممنوعیت انتشارش در امریکا در سال ۱۹۵۹ در فرانسه منتشر شد و بلافاصله تحسین بسیاری از چهره‌های سرشناس ادبیات جهان را برانگیخت، از جمله ژان پل سارتر، نورمن میلر، جی جی بالارد و جک کروآک در ستایش این اثر سخن گفتند.

فرید قدمی که پیشگام ترجمه و معرفی آثار نسل بیت در ایران محسوب می‌شود پیش از این برای نخستین بار آثاری از نسل بیت را به فارسی برگردانده بود، از جمله رمان «ولگردهای دارما» از جک کروآک و کتاب «زوزه» از آلن گینزبرگ که به ترتیب در سال‌های ۹۱ و ۸۷ منتشر شدند. در سال ۹۲ نیز برای نخستین بار اثری از ویلیام باروز به فارسی با ترجمه او منتشر شد: «کریسمس گردی و داستان‌های دیگر: پیش نوشتارهای ناهار لخت».

«ناهار لخت» چهلمین کتاب منتشرشده از فرید قدمی است، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاهی که پیش از این ترجمه رمان «اولیس» و آثار متعدد دیگری از جک کروآک، دی اچ لارنس، والت ویتمن، آلن گینزبرگ، هنری میلر و … را نیز در کارنامه‌اش دارد. فرید قدمی مترجم منتخب بنیاد جیمز جویس زوریخ در سال ۲۰۱۶ و نویسنده مهمان خانه ادبیات صوفیه در بلغارستان در سال ۲۰۱۹ نیز بوده است. سال ۱۳۹۷ در نظرسنجی خانه مترجمان تهران، با آرای مردمی، او به عنوان یکی از سه مترجم محبوب ایران در پنج سال گذشته شناخته شد.

با توجه به اوج گیری دوباره ی ویروس کرونا در شهرهای مختلف کشور، نشر هیرمند تصمیم گرفته است تا پیش از توزیع سراسری کتاب در کتاب فروشی های کشور امکان خرید آنلاین و پستی رمان «ناهار لخت» نوشته ویلیام باروز را برای مخاطبان فراهم کند. علاقه‌مندان می‌توانند برای خرید پستی به پایگاه اینترنتی نشر هیرمند مراجعه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...