نسخه‌های اینترنتی «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» به قلم جان رجینالد تالکین منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری فارس، نسخه‌های کامل این دو اثر از 20 آوریل توسط انتشارات هارپز کولئنز که به طور اختصاصی آثار تالکین را منتشر می‌کند در دسترس عموم قرار گرفته است.

ارباب حلقه‌ها و هابیت از جمله معروف‌ترین آثار جان رونالد تالکین نویسنده و زبان‌شناس انگلیسی است که توسط این نویسنده به رشته تحریر در آمده است.

تالکین که تا امروز آثار متعددی را در حوزه ادبی و غیر ادبی منتشر کرده است علاقه بسیاری به خلق زبان‌های علمی در آثارش داشت.

«سیلماریلیون»، «ماجراهای تام بامبادیل»، «راه پیوسته تا آن سو»، «شهرت پس از مرگ» از جمله آثار این نویسنده است که در هر کدام به نوعی با استفاده از نماد‌ها و اسطوره‌های خیالی و داستان‌پردازی‌هایی که خاص اوست به خلق زبان‌های فراساخته و علمی پرداخته است.

به گفته مدیر این انتشارات هارپر کولئنز «افسانه سیگورد گوردن» سومین اثر این نویسنده انگلیسی است که نسخه اینترنتی آن پس از آماده‌سازی توسط این ناشر منتشر خواهد شد.

سه گانه ارباب حلقه‌ها، درخت و برگ، هابیت، یاران حلقه، دو برج، بازگشت شاه و ... از جمله آثار این نویسنده هستند که به فارسی ترجمه شده اند.

جان رونالد روئل تالکین جوایز متعدد ادبی را پیش و پس از مرگش به خاطر خلق بهترین داستان‌های فانتزی در جهان از آن خود کرده است. جایزه بین المللی لوکوس، جایزه ادبی مای توپیک، جایزه بین‌المللی داستان‌های فانتزی، جایزه ادبی بالروگ از جمله جوایز معتبر ادبی است که در کارنامه ادبی این نویسنده به چشم می‌خورد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...