طرفداران «مارسل پروست»، نویسنده مشهور فرانسوی، به زودی ۹ رمان کوتاه از آثار اولیه این نویسنده را که تا کنون چاپ نشده بود، مطالعه خواهند کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از آرت دیلی، این ۹ رمان کوتاه از نویسنده‌ «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» قرار بود بخشی از کتاب «خوشی‌ها و روزها» اولین اثر «مارسل پروست» باشد، اما «پروست» بعدها از انجام این کار منصرف شد. «خوشی‌ها و روزها» مجموعه‌ای از شعرها و داستان‌های کوتاه است که در سال ۱۸۹۶ به چاپ رسید.

این ۹ متن توسط برنار دو فالوا، کارشناس خبره آثار «پروست» و بنیان‌گذار انتشارات فالوا که سال گذشته درگذشت، کشف شده است. این مجموعه در اکتبر سال جاری و با عنوان «نویسنده مرموز و چندین رمان کوتاه چاپ‌نشده» به همراه نقد به چاپ خواهد رسید.

برنار دو فالوا پیش‌تر یک رمان چاپ‌نشده و یک متن ناتمام از «پروست» را کشف کرده بود که هر دو آن‌ها در دهه ۵۰ میلادی به چاپ رسیدند.

«مارسل پروست» در سال ۱۹۸۲ وارد عرصه فعالیت‌های ادبی جدی شد و همکاری‌اش را با نشریه‌ «Banqunet» آغاز کرد. در سال ۱۸۹۶ در ۲۵ سالگی اولین اثر خود را به ‌نام «خوشی‌ها و روزها» منتشر کرد. اولین شاهکار «پروست»، «طرف خانه‌ سوان» بود که اولین قسمت از اثر هفت‌گانه‌ «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» را تشکیل می‌داد و در دسامبر ۱۹۱۳ منتشر شد. «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» مشهورترین اثر او بود که بین سال‌های ۱۹۱۳ و ۱۹۲۷ در هفت جلد منتشر شد.

یک نسخه از کتاب «طرف خانه سوان» در سال ۲۰۱۷ به قیمت ۱.۷ میلیون دلار در یک حراجی فروخته شد که در آن زمان رکوردی برای فروش کتاب‌های فرانسوی رقم زد.

این نویسنده فرانسوی در عرصه‌ نویسندگی از افرادی چون «گوستاو فلوبر»، «فئودور داستایوفسکی»، «جورج الیوت» و «لئو تولستوی» الهام می‌گرفت و «گراهام گرین» او را بزرگ‌ترین نویسنده‌ قرن بیستم نامید.

اکثر آثار «پروست» بعد از مرگش به چاپ رسیدند؛ رمان «اسیر» در سال ۱۹۲۳، رمان «زندانی» در سال ۱۹۲۵، «زمان بازیافته» در سال ۱۹۲۷، «ژان سنتوی» در سال ۱۹۵۲ و اثر ناتمام «علیه سنت بوو» در سال ۱۹۵۳ منتشر شدند. این نویسنده در سال ۱۹۱۸ جایزه‌ ادبی «گنکور» فرانسه را کسب کرد. «مارسل پروست» سال ۱۹۲۲ در سن ۵۱ سالگی درگذشت.

پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...