دادستان پیشین لوس‌آنجلس با نوشتن کتاب «دادخواهی از جورج دبلیو بوش به‌خاطر آدمکشی» پرونده‌ای درباره قتل سربازان آمریکایی در عراق گشود.

«وینسنت بوگلیوسی» دادستان باسابقه لوس آنجلس که صدها پرونده مهم قتل را در سال های گذشته در این ایالت بررسی کرده، از نویسندگان آثار پرفروش جنایی است.

وی به تازگی با انتشار کتاب «دادخواهی از جورج دبلیو بوش به‌خاطر آدمکشی» رییس جمهور آمریکا را به خاطر کشتار سربازان آمریکایی در عراق متهم کرده است. بوگلیوسی که تاکنون سه کتاب پرفروش نوشته و سه بار نیز جایزه «ادگار آلن پو» را برای آثارش دریافت کرده است، پیش از این در کتابی مفصل (در 1612 صفحه) به بررسی قتل کندی رییس جمهور سابق آمریکا پرداخته بود.

از کتاب «دادخواهی از جورج دبلیو بوش به‌خاطر آدمکشی» که در اواخر ماه می منتشر شد، تاکنون 130 هزار نسخه به فروش رسیده است. این کتاب با سرمایه انتشارات «ون‌گارد پرس»، ناشر کتاب «اسکات مک کللان»، سخنگوی پیشین کاخ سفید منتشر شده و هفته گذشته، چهاردهمین کتاب پرفروش آمریکا  بود.

به گزارش ایبنا‌ به نقل از نیویورک تایمز،  بوگلیوسی که تاکنون حدود 100 مصاحبه رادیویی درباره این کتاب انجام داده، از امکانات اینترنتی نیز برای معرفی کتابش بهره گرفته است.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...