روایت سه ژنرال چینی کوبایی از انقلاب کوبا در کتابی با عنوان «تاریخ ما هنوز دارد نوشته می‌شود» [Nuestra historia aún se está escribiendo] منتشر شد.

تاریخ ما هنوز دارد نوشته می‌شود: روایت سه ژنرال چینی کوبایی در انقلاب کوبا» [Our history is still being written : the story of three Chinese-Cuban generals in the Cuban Revolution] (آرماندو چوی، گوستاوو چویی، مویزس سیو ونگ) [Armando Choy, Gustavo Chui, and Moisés Sío Wong]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایلنا، کتاب «تاریخ ما هنوز دارد نوشته می‌شود: روایت سه ژنرال چینی کوبایی در انقلاب کوبا» [Our history is still being written : the story of three Chinese-Cuban generals in the Cuban Revolution] (آرماندو چوی، گوستاوو چویی، مویزس سیو ونگ) [Armando Choy, Gustavo Chui, and Moisés Sío Wong] با ترجمه ناصر یکتا از سوی نشر طلایه پرسو روانه بازار کتاب شد.

آرماندو چوی، گوستاوو چویی و مویزس سیو ونگ، سه جوان کوبایی با اجدادی چینی بودند که خود را درون عرصه نبرد عظیم پرولتری‌ای افکندند که وجه مشخصه نسل ایشان شد. آن‌ها، رزمندگان مبارزه زیرزمینی و جنگی انقلابی شدند که دیکتاتوری مورد حمایت ایالات متحده را ساقط کرد و دروازه انقلاب سوسیالیستی را در قاره امریکا گشود و هر یک از آن‌ها، ژنرالی در نیروهای مسلح انقلابی کوبا شد.

در این کتاب، آن‌ها درباره جایگاه تاریخی مهاجرت چینی‌ها به کوبا صحبت می‌کنند. همچنین درباره عمل انقلابی و انترناسیونالیسم، از آنگولا و نیکاراگوئه گرفته تا ونزوئلا.

از طریق روایت‌های آن‌ها، شاهد شکوفایی نیروهایی اجتماعی و سیاسی می‌شویم که ملت کوبا را به وجود آوردند و همچنان عصر ما را شکل می‌دهند.

می‌بینیم که چگونه میلیون‌ها انسان عادی، از زن و مرد، مسیر تاریخ را تغییر دادند و طی این فرایند خود، انسان‌های دیگری شدند.

«تاریخ ما هنوز دارد نوشته می‌شود: روایت سه ژنرال چینی کوبایی در انقلاب کوبا» در ۳۱۶ صفحه و با قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...