کتاب «قوی‌ترین شریک جرم» [The Most Powerful Partner in Crime: How the United States took sides in the Iran-Iraq War] نوشته‌ی مارین ویلمسه [Marijn Willemse] و ترجمه‌ی محمدعلی خرمی مواضع جانب‌دارانه‌ی آمریکا در جنگ ایران و عراق را بررسی می‌کند.

قوی‌ترین شریک جرم» [The Most Powerful Partner in Crime: How the United States took sides in the Iran-Iraq War] مارین ویلمسه» [Marijn Willemse]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب گویای «قوی‌ترین شریک جرم» به نویسندگی مارین ویلمسه و ترجمه محمدعلی خرمی با صداگذاری و تدوین مینا خاندانی‌ها و صداپیشگی و روایت عباس اسعدی مقدم و مریم شاه بداغی در ۳۱۲ دقیقه تهیه‌شده است و بر روی پایگاه کتاب گویای ایران صدا در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

این کتاب یکی از معدود کتاب‌هایی است که در غرب با نگاهی نسبتاً منصفانه و محققانه در خصوص جنگ ایران و عراق نوشته شده است. در این کتاب به بررسی سیاست و اقدامات آمریکا در کمک به حکومت صدام در طول جنگ ایران و عراق از نگاه یک پژوهشگر خارجی پرداخته شده است. در واقع «مارین ویلمسه»، پس از جست‌وجوی بسیار، به کتابی دست یافت که درباره‌ی نقش آمریکا در جنگ ایران و عراق، به‌تفصیل توضیح داده بود. او بر همین اساس کتاب «قوی‌ترین شریک جرم» را نوشت و در آن موضوعات مختلف، ازجمله مداخله‌ آمریکا در منطقه، کمک‌های پنهانی به عراق و ... را بررسی و تشریح کرد.

مترجم «قوی‌ترین شریک جرم»، محمدعلی خرمی، معتقد است که این کتاب یکی از معدود کتاب‌هایی است که در غرب با نگاهی نسبتاً منصفانه و محققانه درباره‌ی جنگ ایران و عراق نوشته شده‌ است. هرچند نویسنده همه‌ی وقایع و رویدادهای جنگ را تحلیل نمی‌کند، اما سیاست و عملکرد آمریکا را در این جنگ به‌طور نسبتاً دقیق بررسی و تحولات جنگ را پیگیری می‌کند.

کتاب «قوی‌ترین شریک جرم» در سال ۱۳۹۱ توسط انتشارات مرزوبوم منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...