چاپ پنجم کتاب «ریچارد سورژ؛ جاسوس ویژه استالین» [An impeccable spy : Richard Sorge, Stalin's master agent] نوشته اوون متیوس [Owen Matthews] با ترجمه زهره قلی‌پور توسط انتشارات خوب منتشر شد.

ریچارد سورژ؛ جاسوس ویژه استالین» [An impeccable spy : Richard Sorge, Stalin's master agent] اوون متیوس [Owen Matthews]

به گزارش  کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب زندگی‌نامه یکی از مشهورترین جاسوسان تاریخ است که با کمک اطلاعاتی که در دست داشت، توانست تاثیری شگفت بر نتیجه جنگ جهانی دوم بگذارد.

ریچارد سورژ به گفته خالق شخصیت جمیز باند، مخوف‌ترین جاسوس تاریخ است؛ مردی آلمانی‌پروسی که تقدیر در سال‌های بین جنگ اول و دوم جهانی، او را در کشاکش بیرونی میان کمونیسم و نازیسم قرار دارد. تهدید به بازداشت و خیانت نزدیکان هیچ تاثیری نداشت بر انجام رسالت ریچارد که بین جدال درونی میان حیات پنهان‌کارانه یک جاسوسی و زندگی بی‌آلایش یک پژوهشگر قرار گرفته بود تا جایی که سوءظن روسای بلندپایه خود در سرزمین مادری‌اش یعنی روسیه قرار گرفت، این همه اطلاعات ناب و باور نکردنی او بود که به لطف نفوذش در میان سرکرده‌های آلمان، روسیه و ژاپن تاثیری شگفت بر نتیجه جنگ جهانی دوم گذاشت.

اوون متیوس در کتاب حاضر کوشیده برای نخستین بار زندگی بزرگ‌ترین جاسوس استالین را از سه زاویه واقع‌بینانه از مردی که خود را شوالیه متقلب و زاده رمانتیسم آلمانی می‌نگاشت، ارائه دهد؛ جاسوسی که زنان را با همه زیبایی شان می‌ستود و برای فریب دل‌های ساده‌انگارانه حد و مرزی نمی شناخت.

اوون متیوس نویسنده، مورخ و روزنامه‌نگار انگلیسی در سال ۱۹۷۱ متولد شد. کتاب‌های او به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌اند و جوایز زیادی را هم از آن خود کرده‌اند. اولین کتاب او با نام فرزندان استالین در لیست کوتاه جایزه کتاب‌های گاردین ۲۰۰۸، جایزه اورول برای نویسندگی سیاسی و جایزه فرانسه مدیسیس اترنج قرار گرفت. او رئیس دفتر سابق مسکو و استانبول برای مجله نیوزویک است.

انتشارات خوب چاپ پنجم کتاب «ریچارد سورژ؛ جاسوس ویژه استالین» نوشته اوون متیوس ترجمه زهره قلی‌پور را در 574 صفحه به بهای 130 هزار تومان به چاپ رسانده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...