کتاب «مرگ‌های ناامیدی»  [Deaths of despair and the future of capitalism] نوشته آن کیس و آنگس دیتون [Anne Case & Angus Deaton] با ترجمه پرناز طالبی توسط انتشارات سروش منتشر و راهی بازار نشر شد.

مرگ‌های ناامیدی»  [Deaths of despair and the future of capitalism] آن کیس و آنگس دیتون [Anne Case & Angus Deaton]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نویسندگان کتاب «مرگ‌های نااُمیدی» تلاش دارد تصویری واقعی از جامعه سرمایه‌داری آمریکایی ارائه کنند که همواره به عنوان ساختاری با فرصت‌های برابر تصویر شده است.

«مرگ‌های نااُمیدی» پدیده‌ای عجیب اما رایج در جامعه آمریکایی سرمایه‌داری است. این‌عنوان که به مرگ‌های ناشی از خودکشی، مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل اطلاق می‌شود، در دهه‌های اخیر در میان طبقه کارگر آمریکا رشدی پیوسته داشته است.

کتاب پیش‌رو که توسط آن کیس و آنگس دیتون، دو اقتصاددان آمریکایی، نوشته شده، نشان می‌دهد چگونه کاستی‌های این نظام منجر به از بین‌رفتن مشاغل، افول سطح زندگی این‌طبقه و ارزش‌های آن و به تبع آن منجر به زوال زندگی افراد می‌شود. نویسندگان این‌کتاب به مجموعه عوامل اقتصادی و اجتماعی که این شرایط را رقم زده و زندگی را برای طبقه کارگر میانسال سفیدپوست دشوارتر کرده، پرداخته‌اند.

نابرابری، شهرنشینی، شکاف آموزش و تحصیلات و نظام بهداشت گران‌قیمت اما ناکافی از جمله عواملی هستند که به آنها به عنوان عوامل موثر در افزایش نرخ مرگ و میر در این قشر توجه شده است. نویسندگان کتاب می‌گویند این‌شرایط چگونه منجر به تضعیف جایگاه نیروی کار و افزایش قدرت شرکت‌های بزرگ شده و جریان ثروت را از اقشار کم درآمد به سوی طبقه ثروتمند جاری کرده است. کیس و دیتون می‌گویند اقتصاد آمریکا از خدمت به مردم معمولی فاصله گرفته و اکنون در خدمت شرکت‌ها، مدیران و مالکان آن‌هاست.

این‌کتاب با ۴۵۰ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۹۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...