دفتر دوم از مجموعه کتاب دشمن شدید (جریان‌شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود) توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.

به گزارش مهر، بررسی تاریخ صدر اسلام با هدف رسیدن به واقعیت‌ها و عبرتگیری و الگوگیری و الگوبرداری و پرهیز از لغزشگاه‌ها و بهره بردن از فرصتها امری ضروری است. اینکه پس از پیامبر، چرا و چگونه حاکمیت از علی ابن ابیطالب (ع) دریغ و در اختیار دیگران قرار گرفته است. سوالی است که یافتن پاسخ آن می‌توان برای امروز و مسلمانها در مقابله با تهاجم‌های پیچیده و فتنهگرانه دشمن چراغ راه بوده و از آن بهره مند شوند

کتاب دشمن شدید، دومین دفتر از این مجموعه کتاب است که با پژوهشی عمیق در دشمن شناسی تاریخی به پرسشهای اینچنینی با رویکرد تاریخ بصیرت افزا و رصد جریان حق و باطل پاسخ می‌دهد.

دشمن شدید (دفتر دوم) در ادامه یهود شناسی دفتر اول به واکاوی حوادث پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و نقش یهود در تحریف اسلام را نمایان می‌سازد. در ادامه نویسنده به چالش‌های حضرت علی (ع) در حکومتش و نقش یهود در انتقال قدرت‌ها پرداخته و با استنادات محکم تاریخی به اثبات این موضوع می‌پردازد.

در قسمتی از کتاب می‌خوانیم:

جریان حاکم، با غصب ولایت به این هدف خود دست یافته بودند؛ ولی حلقه پایانی این نقشه ناتمام بود... باید علی (ع) کاملاً از صحنه حذف می‌شد. بنابرابن تصمیم گرفتند ایشان را در نماز به شهادت برسانند. زیرا همانگونه که در زمان رسول الله (ص) شخص رسول اکرم بالاترین تهدید برای آنان به شمار می‌آمد، پس از ایشان، این خطر از ناحیه علی متوجه آنها بود؛ چرا که او می‌توانست افشاگر و همچنین خنثی کننده طرح‌های آنان باشد. بنابراین می‌بایست ترور فیزیکی و نیز شخصیتی علی را در دستور کار خود قرار دهند.

کتاب دشمن شدید (دفتر دوم) در قطع رقعی و به کوشش حجت الاسلام مهدی طائب و با قیمت پشت جلد ۲۲۰۰۰ تومان، توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار شد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...