کتاب «درددل به درگاه الهی» نوشته آیت‌الله محمدباقر تحریری توسط انتشارات بوستان کتاب منتشر شد. این کتاب شرح «مناجات الشاکین» است و پیشتر توسط انتشارات حر منتشر می‌شد.

درددل به درگاه الهی محمدباقر تحریری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات بوستان کتاب نخستین چاپ خود از کتاب «درد دل به درگاه الهی: شرح مناجات شاکین» نوشته آیت‌الله محمدباقر تحریری، را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۲۳۱ صفحه و بهای ۳۵ هزار تومان منتشر کرد. آیت الله محمدباقر تحریری، استاد اخلاق است و تولیت مدرسه مروی را بر عهده دارد. این کتاب پیشتر توسط انتشارات حر منتشر می‌شد.

مُناجاتُ الشّاکّین یا مناجات شکایت‌کنندگان، از مناجات‌های پانزده‌گانه است که از امام سجاد (ع) نقل شده و موضوع آن شکایت از نفس و شیطان است. حضرت در این مناجات درباره ویژگی‌های نفس اماره و دشمنی‌های شیطان سخن گفته است. این دعا در «الصحیفة الثانیة السجادیة» (مستدرکی که علامه شیخ حر عاملی بر صحیفه سجادیه نوشته است)، «بحارالانوا» و «مفاتیح الجنان» نقل شده است. علامه مجلسی زمان قرائت این دعا را روز شنبه تعیین کرده است.

مؤلف کتاب را با معرفی، بیان ویژگی‌ها و همچنین متن اصلی و ترجمه مناجات الشاکین آغاز کرده است. «علت اشتیاق نفس به معاصی»، «وقوع نفس در معرض هلاکت»، «بهانه جویی نفس»، «لزوم آرزومندی»، «میل نفس به بازی و سرگرمی»، «موجبات هلاکت نفس»، «مراحل ورود شیطان به قلب»، «تحرکات شیطان در انسان»، «معنای قساوت قلب»، «علت اشک ریختن»، «اظهار عجز به درگاه الهی»، «لزوم تمسک به عصمت الهی»، «توجه به حکمت و اراده الهی»، «نرفتن به درگاه خانه غیر خدا» و… از جمله مباحث و گفتارهای این کتاب است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...