‏‫کتاب «آیین‌های تلویزیونی و بازنمایی حزن و فرح مذهبی»‬ توسط نشر آرما تجدید چاپ شد.

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «‏‫آیین‌های تلویزیونی و بازنمایی حزن و فرح مذهبی»که به سفارش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و توسط علی جعفری تالیف شده است در مجموعه کتابهای سرو و برای بار دوم به چاپ رسیده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است که:

«برنامه‌های مناسبتی» با وسعت و گونه‌گونی امروزینش، از اختصاصات تلویزیون پساانقلابی است. یکی از تغییراتی که به‌تبع انقلاب اسلامی در رادیو و تلویزیون ملی ایجاد شد، توجه به همگرایی آن با زمینه‌های فرهنگی، تاریخی و مذهبی جامعه بود. شاخه‌ای از این همگرایی در «تقویم محوری» جداول پخش تجلی یافت و استمرار آن به شکل‌گیری تدریجی ژانر تلویزیونی خاصی انجامید که بعدها به «مناسبتی» موسوم شد. یکی از اصول بنیادین در «نظریه هنجاری رسانه ملی» همگرایی حداکثری با تقویم ملی است. علاوه بر حداکثری‌گرایی هنجاری، حداکثری‌بودن خودِ تقویم رسمی نیز مزید بر علت شده تا رسانه ملی ایران رکورد بالاترین مناسبتی‌ها را در میان رادیو و تلویزیون‌های جهان داشته باشد. تلفیق منحصربه‌فرد دو تقویم شمسی و قمری در تقویم رسمی کشور در کنار چگالی مناسبتی بالای مذهب تشیع، دو زمینه حداکثری‌بودگی تقویم رسمی ایران هستند.
در کتاب حاضر، تلاش شده است از مبدأ حوزه نظری «ارتباطات آیینی» و به کمک رهیافت «مردم‌نگاری»، فرآیند ورود و خروج آیینی تلویزیون ایران به دو نوع مناسبت «حزن مذهبی» و «فرح مذهبی» ثبت شود. همچنین با فرآوری داده‌های مردم‌نگارانه، مؤلفه‌های اصلی در آیینی‌سازی شادی و غم در تلویزیون ایران استخراج و صورتبندی گردد.
در این کتاب از مبدأ حوزه نظری «ارتباطات آیینی» و به کمک رهیافت «مردم‌نگاری»، فرآیند ورود و خروج آیینی تلویزیون ایران به دو نوع مناسبت «حزن مذهبی» و «فرح مذهبی» بررسی شده است.به همین دلیل دو مقطع محرم و نیمه شعبان انتخاب شده و به بررسی و آسیب شناسی سنت‌های مناسبتی تلویزیون ایران پرداخته شده و به کنداکتورشناسی تلویزیون در این دو مقطع با بررسی و رصد دقیق برنامه‌ها پرداخته است.

‏‫آیین‌های تلویزیونی وبازنمایی «حزن و فرح مذهبی»‬ در 528 صفحه و با قطع رقعی با قیمت 50000 تومان در کتابفروشی ها قابل خریداری است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...