ویراست دوم «کتابشناسی تاریخی امام‌ حسین(ع)» تالیف محمد اسفندیاری به‌ضمیمه‌ی «امام حسین در الذریعة» منتشر شد.

کتابشناسی تاریخی امام‌ حسین(ع)ف محمد اسفندیاری

به گزارش کتاب نیوز، ویراست دوم «کتابشناسی تاریخی امام‌ حسین(ع)» در 488 صفحه و در قالب مجموعه کتابهای طف توسط نشر آرما منتشر شده است.

محمّد اسفندیاری (زاده ۱۳۳۸، تهران) اسلام‌پژوه، تاریخ‌نگار، کتابشناس و سرپرست دانشنامه‌ی امامت (موسوعة الامامة فی نصوص اهل السنة) است. وی در تهران و قم به فراگیری علوم حوزوی پرداخت و از استادانی چون آیات یحیی نوری، جوادی آملی، استادی، گرامی قمی، وجدانی فخر و استاد حکیمی بهره برد. از آثار برجسته‌ی او می‌توان به «حقیقت عاشورا؛ از عاشورای حسین (ع) تا تحریفات عاشورا» اشاره کرد.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

در این کتابشناسی، صد کتاب مهم درباره امام حسین(ع) به زبان عربی و فارسی به ترتیب تاریخی، معرفیِ توصیفی شده است.
کتاب حاضر عهده‌دار پاسخ به این پرسش هاست: مهمترین کتابهای درباره امام حسین(ع) به عربی و فارسی، که از دیرباز تاکنون نوشته شده، کدام است؟ این کتابها دربردارنده چه مطالبی است؟
اشتراکات و امتیازات آنها چیست؟ کتابهای معتبر و مخدوش کدام است؟ ترتیب تاریخی کتابها چگونه است؟ عاشورانویسی و مقتل‌نگاری چه سیری داشته است؟ و...

شایان ذکر است که این کتاب نخستین بار در سال 1380 توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سپس در سال 1391 توسط انتشارات فرهنگیار منتشر شده بود.

ویراست دوم «کتابشناسی تاریخی امام‌ حسین(ع)» به‌ضمیمه‌ی امام حسین در الذریعة در 488 صفحه در قطع وزیری و قیمت 120 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...