کتاب «تاریخ‌نگاری در قلمرو اسلام»، مکتب‌ها، شیوه‌ها و انواع تاریخ‌نگاری نوشته سید صادق سجادی از سوی انتشارات فرهنگ جاوید به تازگی به چاپ رسید. کتاب حاضر نتیجه مطالعات درازدامنِ نگارنده درباره جریان تاریخ‌نگاری در سرزمین‌های اسلامی و تحقیق در متن تاریخ اسلام و ایران است.

تاریخ‌نگاری در قلمرو اسلام»، مکتب‌ها، شیوه‌ها و انواع تاریخ‌نگاری سید صادق سجادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب حاضر نتیجه مطالعات درازدامنِ نگارنده درباره جریان تاریخ‌نگاری در سرزمین‌های اسلامی و تحقیق در متن تاریخ اسلام و ایران است. مطالعاتی که حاصل آن‌ها، غیر از کتاب حاضر، صدها مقاله و کتاب درباره حوادث بزرگ و کوچک، اصطلاحات دیوانی و اداری و سیاسی، تاریخ سلسله‌ها و خاندان‌های حاکم بر سرزمین‌های اسلامی، ادوار خاص تاریخی، احوال و سوانح روزگار فرمانروایان بزرگ، کتاب‌شناسی مبسوطِ منابع مهم و معتبر در تاریخ ایران و اسلام و بسیاری زمینه‌های دیگر است.

صادق سجادی طبق آنچه که در مقدمه کتاب اشاره کرده قبلا در مقالات زیادی به بحث تاریخنگاری در قلمرو اسلام پرداخته است و در این مقالات به تعریف تاریخ و نحوه تاریخنگاری در قلمرو اسلامی اشاره کرده و آورده است: «موضوع تاریخ یعنی آنچه از عوارض ذاتی آن بحث می‌کند، بررسی حوادث و تحولاتی است که در اندیشه و حیات آدمی ‌رخ می‌دهد؛ و مفهوم تاريخ، یعنی مجموع صفاتی که تصور «تاریخ» حاوی آن است، دربردارنده مجموع خصایص و صفات همان حوادث و تحولاتی است که موضوع «تاریخ» به‌شمار می‌آید.»

در بخش دیگری درباره تاریخ‌نگاری در قلمرو اسلامی می‌نویسد: «بنا‌بر آنچه درباره انگیزه‌های تاریخ‌نگاری و اهداف مورخ در تصنیف یا تألیف اثر تاریخی گفته‌اند، یا خود از آراء مورخان پیداست، جدا انگاشتن این‌دو از یكدیگر دشوار است. نخستین انگیزه‌های تاریخ‌نگاری در عصر اسلامی ‌را باید در قرآن و حدیث جست‌و‌جو کرد که اشارات تاریخی آنها به اقوام و امم پیشین، شوقی نیرومند برای گردآوری اطلاعات بیشتر و د‌قیق‌تر دربارۀ آن اقوام ایجاد کرد (قرشی، ۳۰۰). از آن سوی بسط اندیشه «امت اسلامی» و توصیه به پیروی از سیره پیامبر(ص) در شئون زندگی فردی و اجتماعی، خود بزرگ‌ترین انگیزه ضبط و نقل سیره و مغازی پیامبر(ص)، و نخستین گام‌ها درتكوین تاریخ‌نگری و پیدایی تاریخ‌نگاری شد. هم از این‌روست که تاریخ‌نگاریِ اوایل دوره اسلامی‌ با سیره و حدیث و تفسیر پیوندی عمیق داشت.»

کتاب «تاریخ‌نگاری در قلمرو اسلام» نوشته صادق سجادی در 324 صفحه، به بهای 80 هزار تومان به تازگی از سوی انتشارات فرهنگ جاوید به چاپ رسید و روانه کتابفروشی‌ها شد.

[این کتاب پیش از این توسط سازمان سمت منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...