کتاب «گزیده کتاب‌شناسی تاریخ تشیع» نوشته مصطفی صادقی و حامد قرائتی به همت پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت (ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به چاپ رسید.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، در این کتاب سعی شده است آثاری که حجم غالب آن‌ها به موضوعات تاریخی شیعیان و مذهب تشیع اختصاص دارد، معرفی و به جامعه علمی ارائه شود.

کتاب‌های معرفی‌شده در «گزیده کتاب‌شناسی تاریخ تشیع» به موضوعاتی چون پیدایش تشیع، اوضاع شیعه در عصر ائمه (ع) و دوران غیبت، دولت‌های بزرگ و کوچک شیعی‌مذهب، نقش شیعیان در تدوین و گسترش علوم، تاریخ فرقه‌های شیعی، تاریخ محلی و پراکندگی جغرافیایی شیعه در جهان، شخصیت‌های شیعه و برخی موضوعات دیگر می‌پردازد.

کلیات، تاریخ عمومی، تاریخ سیاسی، فرهنگ و تمدن، تاریخ فرقه‌ها و انشعابات فکری، تاریخ محلی، شخصیت‌شناسی و تاریخ اجتماعی هشت بخش مختلف کتاب «گزیده کتاب‌شناسی تاریخ تشیع» هستند.

این کتاب در شمارگان 1400 نسخه با قیمت 4500 تومان به بازار کتاب عرضه شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...