شورای کتاب کودک پس از اتمام روند داوری، آثار برگزیده و شایان تقدیر سال ۱۴۰۰ را در شش بخش معرفی کرد.

فهرست برترین کتابهای کودک و نوجوان در سال ۱۴۰۰ به انتخاب شورای کتاب کودک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، از بین آثار بررسی‌شده توسط ۱۲ گروه بررسی، ۱۷ اثر به عنوان برگزیده و ۲۳ اثر به عنوان شایان تقدیر، پیشنهاد شدند و در نهایت از بین این آثار، ۱۸ اثر عنوان برگزیده و ۱۱ اثر عنوان شایسته تقدیر را به خود اختصاص دادند.

این لیست در شش بخش، شامل «داستان»، «دانش اجتماعی، زندگینامه، علوم»، «هنر، بازی، سرگرمی»، «تصویر»، «خردسال» و «شعر» معرفی شد و به کتاب‌های برگزیده لوح و نشان «ماهی سیاه کوچولو» و به کتاب‌های شایان تقدیر «لوح تقدیر» اهدا می‌شود.

کتاب‌های برگزیده داستان:

«در یک ظهر داغ تابستان دختری از بصره آمد» نویسنده جمشید خانیان. افق.
«کمی تا قسمتی معمولی» مترجم محبوبه نجف‌خانی. افق.
«قصه‌گوی جنگل سیاه» مترجم محمد عباس‌آبادی. نشر پرتقال.

کتاب‌های شایان تقدیر داستان‌:
«سیمرغ: برگرفته از منطق الطیر عطار نیشابوری» نویسنده مرجان فولادوند. انتشارات مدرسه.
«ریمی» مترجم شیدا رنجبر. ایران‌بان.
«زمین سیاره‌ای آبیست» مترجم آویشن امین صالحی. نشر پرتقال.
«ساده، مثل پرواز» مترجم نغمه یزدان‌پناه. نشر پرتقال.
«فیل» مترجم حشمت السادات میرعابدینی. نشر چشمه.

کتاب‌های شایان تقدیر دانش اجتماعی زندگینامه و علوم:
«آدم بزرگ‌ها هیچ وقت این کارها را نمی‌کنند» مترجم رضی هیرمندی. افق.
«خداحافظ، دوست من! سلام، دوست من!» مترجم رضی هیرمندی. نشر پرتقال.

کتاب‌ برگزیده شعر:

«شعر سفارشی» اثر افسانه شعبان‌نژاد. لوپه‌تو.

کتاب‌ شایان تقدیر شعر:
«اگر درخت‌ها پای رفتن داشتند» اثر کمال شفیعی. نشر گویا.

کتاب‌های برگزیده جایزه تصویر:

«جادوی خواب» تصویرگر مهسا هدایتی. انتشارات فاطمی.
«ضحاک ماردوش» تصویرگر نوشین صفاخو. انتشارات مدرسه.
«وقت قارقار» تصویرگر مریم طهماسبی. انتشارات فاطمی.

آماده باش هلولا!

کتاب‌های شایان تقدیر جایزه تصویر:
«آماده باش هلولا!» تصویرگر افسانه صانعی. انتشارات فاطمی.
«دختر انار» تصویرگر ندا راستین‌مهر. موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان.

کتاب‌ برگزیده خردسال:

«این بابای منه!» مترجم سارا یوسف‌پور. موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان.

کتاب‌ شایان تقدیر هنر بازی و سرگرمی:
«مربع خوشحال» مترجم پیام ابراهیمی. نشر پرتقال.

بررسی آثار پیشنهادی گروه‌های بررسی در سال ۱۴۰۰، به وسیله ۳۹ داور متشکل از ۲۵ داور از شورای کتاب کودک و ۱۴ داور خارج از این نهاد، انجام شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...