ششمین چاپ کتاب «ریاضیات از کجا می‌آید: چگونه ذهن جسمانی ریاضیات را خلق می‌کند» [Where mathematics comes from : how the embodied mind brings mathematics into being] نوشته جورج لیکاف و رافائل ای. نونیس [George Lakoff and Rafael E. Núñez] و ترجمه جهانشاه میرزابیگی توسط نشر آگاه منتشر شد.

ریاضیات از کجا می‌آید: چگونه ذهن جسمانی ریاضیات را خلق می‌کند» [Where mathematics comes from : how the embodied mind brings mathematics into being]  جورج لیکاف و رافائل ای. نونیس [George Lakoff and Rafael E. Núñez]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات آگاه ششمین چاپ کتاب «ریاضیات از کجا می‌آید: چگونه ذهن جسمانی ریاضیات را خلق می‌کند» را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۵۴۲ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان منتشر کرد.

چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۶ با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۴۵ هزار تومان منتشر شده بود و چاپ پیشین (پنجم) آن نیز سال ۹۹ با شمارگان ۱۱۰ نسخه و بهای ۱۰۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

در معرفی این کتاب خود نویسندگان در پیشگفتارشان نوشته‌اند: «ممکن است کسی فکر کند ماهیتِ ایده‌های ریاضی ساده و آشکار است، ایده‌هایی که ریاضی‌دانان آنها را آگاهانه اختیار می‌کنند. از این دیدگاه، نمادهای عادی و صوری در توصیفِ ماهیت و ساختارِ ایده‌های ریاضی چیزی کم ندارند. اگر این گفته درست باشد، حجت بر همگان تمام است. اما آنهایی از ما که ماهیتِ مفاهیم را از دیدگاه علوم شناختی مطالعه می‌کنیم، از پژوهش در آن رشته می‌دانیم که مطالعه ایده‌های انسان کارِ چندان ساده‌ای نیست.

ایده‌های انسان، تا حدِ خیلی زیادی، ریشه در تجربه حسی حرکتی ما دارند. ایده‌های انتزاعی انسان از سازوکارهای شناختی دقیقاً فرمول‌بندی‌پذیر، مانندِ استعاره‌های مفهومی که شیوه‌های استدلال را از تجربه حسی حرکتی وارد می‌کنند، استفاده می‌کند. این همواره یک پرسشِ تجربی بوده است که ایده‌های انسان، اعم از ریاضی یا غیره، دقیقاً چه‌گونه‌اند. پرسشِ مرکزی ما این است: علوم شناختی چه‌گونه می‌تواند دقتِ نظام‌مند علمی را، که خارج از دقتِ خود ریاضیات است، واردِ قلمرو ایده‌های ریاضی انسان بکند؟ وظیفه ما این است که به دقیق‌سازی آن‌چه خودِ ریاضیات نمی‌تواند کمک کنیم یعنی، ماهیتِ ایده‌های ریاضی.»

پس علوم شناختی ریاضیات از دو قسمت علوم شناختی و ریاضی تشکیل می‌شود. به عبارت دیگر در این رشته باید زبان شناسان شناختی و… ریاضیات بخوانند و دانش پیشگان رشته علوم پایه با علوم شناختی آشنا شوند. دانش‌پیشه‌های شناختی اشتیاق فراوان و دیرینی نسبت به ایده‌های ریاضی دارند. آنها در جایگاه متخصص در رشته‌هایی که ماهیت و ساختاری را مطالعه می‌کنند، می‌دانند که علیرغم پیشرفت چشمگیر در علوم شناختی و سنت طولانی در تاریخ و فلسفه، هنوز هیچ رشته‌ای از تحلیل ایده ریاضی از دیدگاه علوم شناختی وجود ندارد. کتاب حاضر با هدف بررسی این موضوع که چگونه می‌توان ذهن جسمانی ریاضیات را خلق کرد به رشته تحریر درآمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...