شماره جدید ماهنامه «جهان کتاب» منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این شماره از مجله با یک نامه از پرویز دوائی با عنوان «برویم باوفا» و داستانی از فریبا وفی با عنوان «تخت هشت» آغاز می‌شود و در ادامه با این مطالب همراه است:

«مجلد یازدهم فهرست مقالات» درباره کتاب «فهرست مقالات فارسی در زمینه تحقیقات ایرانی، جلد یازدهم»، «در محضر بهار» درباره کتاب «ما و جهان اساطیری، گفت‌وگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار»، «تاریخ ایران‌شناسی در روسیه»، «نقد تاریخ‌نگاری پان‌ترکی»، «نقد و بررسی دو طومار نقالی»، «تصویری گویا از ایران: در واپسین‌ سال‌های عصر قاجار» درباره کتاب «به سوی اصفهان»، «شیراز، شهرِ زاد، شهرزاد» درباره «یک عمر شاعری» منصور اوجی، «ماتیکان سپیتمان»، «ما و کوچه‌های کودکی» درباره «وقتی که آسمان تهران آبی بود» از مهران افشاری، «نگاهی به نظریه شناخت در کانت» درباره «زمان از دیدگاه کانت»، «هنوز که هنوز است» درباره کتاب «وضعیت اجتماعی کودکان در ایران»، «توفیقِ «توفیق»» درباره «توفیق چگونه توفیق شد؟» از عباس توفیق،‌ «کندوکاوی در احوال دلشدگان» درباره «از نجوای سنت تا غوغای پاپ: کندوکاوی در موسیقی معاصر ایران» و «کارنامه دایوش آشوری».

توفیق چگونه توفیق شد؟

همچنین مطالبی با این عنوان‌ها در ادامه درج شده است: «نمایشگاه کتاب؛ رویداد فرهنگی یا بازار مکاره؟!»از محمد زین‌الدینی، «سفر حجمی در خط زمان» (ردپای یک مفهوم علمی در شعر مدرن ایرانی) از  کامیار عابدی، «دو همزاد با جهان‌بینی متفاوت: ماهی سیاه بهرنگی و ماهی سیاه لیونی» نوشته یکتا بهروزی، «مضمون، فرم و جنبش چریکی»(چندنامه منتشرنشده درباره سروده‌ای از مصطفی شعاعیان) نوشته انوش صالحی، «آیا پیوند دادن هویت با نفرت شایسته است؟» (نگاهی انتقادی به خودزندگینامه عاموس عوز)، «چه شد که صفحه سفید ماند؟» از کریستوفر رز و «چون غرض آمد هنر پوشیده شد...» نوشته هوشنگ اتحاد.

 هزار و یک داستان، معرفی کوتاه، تازه‌های بازارکتاب، درگذشتگان و نمایه سال بیست و سوم دیگر مطالب‌ شماره ۳۵۷-۳۵۸ «جهان کتاب» هستند که با صاحب امتیازی و مدیرمسئولی طلیعه خادمیان در ۱۰۰ صفحه با قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...