نشر مروارید کتاب «سلام به هفتاد سالگی‌ام: مجموعه داستان‌های عاشقانه‌» [yetmis yasim merhaba] نوشته عزیز نسین [Aziz Nesin] را با ترجمه صابر حسینی منتشر کرد.

سلام به هفتاد سالگی‌ام: مجموعه داستان‌های عاشقانه‌» [yetmis yasim merhaba] نوشته عزیز نسین [Aziz Nesin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «سلام به هفتاد سالگی‌ام: مجموعه داستان‌های عاشقانه‌» در ۱۵۶ صفحه و بهای ۹۵ هزار تومان راهی بازار نشر شده است.

عزیز نسین که به سال ۱۹۹۵ درگذشت، از نویسندگان نامدار ترکیه و از جمله مشهورترین طنزپردازان تاریخ ادبیات این کشور است. عمده آثار طنز او در ایران منتشر شده‌اند و مخاطبان ایرانی به خوبی با این وجه از زندگی ادبی او آشنا هستند.

اما کتاب «سلام به هفتاد سالگی‌ام» بر خلاف آثار طنز این نویسنده، مشتمل بر یازده داستان عاشقانه است و در همه آنها شخصیت اصلی داستان، پیرمرد یا فرد میانسالی است که در دوران کهن‌سالی عاشق شده است. نویسنده در این داستان سعی کرده نگاه مردم به مقوله عشق در نیمه دوم زندگی انسان‌ها، تناقض موجود میان سن انسان‌ها و احساسات عاطفی نابه‌هنگام آنان را به تصویر بکشد. این مجموعه داستان خواندنی وجه دیگری از زندگی ادبی عزیز نسین را برای مخاطبان ایرانی عیان می‌کند.

[ این مجموعه پیش از این با عنوان «عقل‌های هفتاد ساله» و توسط غلامحسین فرنود ترجمه شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...