مجموعه‌ داستان «زمستان شغال» جدیدترین اثر فرهاد رفیعی توسط نشر نیماژ منتشر شد.

زمستان شغال فرهاد رفیعی

به‌گزارش مهر، کتاب «زمستان شغال» که شامل ۶ داستان نوشته فرهاد رفیعی است، توسط نشر نیماژ به بازار کتاب عرضه شد. از میان داستان‌های این مجموعه، خود داستان «زمستان شغال» سال ۱۳۹۴ موفق به کسب رتبه سوم جایزه بهرام صادقی شده و مورد تحسین نویسندگان و منتقدان قرار گرفته است.

عناوین داستان‌های این کتاب عبارتند از: «سرگذشت‌های مدفون»، «روحی خانم»، «خرامان سرو»، «گورخانه‌ی مویین»، «زمستان شغال» و...

فرهاد رفیعی متولد سال ۱۳۵۸ در شیراز داستان‌نویس فعالی است که پیشتر از او مجموعه‌داستان «شب مارهای آبی» منتشر شده بود و حالا با دومین مجموعه‌داستانش عیار دیگری از پختگی در مسیر نویسندگی را تجربه کرده و کسب جایزه و تحسین منتقدان شواهدی بر این مدعاست.

در توضیح ناشر از این کتاب آمده است: «زمستان شغال» سرگذشت‌های پراکنده از وقایع غریب و آدم‌هایی است که در سیطره‌ی رئالیسم خشکِ جاری در جوامع شهری گیر افتاده و سرگردان‌اند. مردمانی که نمی‌دانند با سر شهرشان چه کنند؛ با رجعت پدرانشان یا با فرشته‌ای که میانشان می‌گردد. در چاردیواری‌هایی گیر افتاده‌اند که هر روز می‌ایند و فضای زیستنشان را می‌خورند تنگ‌تر می‌کنند. برخی از آن‌ها دریافته‌اند شاید با رها کردن و پا دادن به شغال درونشان کارها بهتر پیش برود.»

در برشی از این کتاب می‌خوانیم: «همه‌ش از خدا می‌پرسم کِی قراره این زن رنگ آسودگی ببینه. کی تشخیص می ده که دیگه بسه؟ چون پیمونه‌ی بعضی انگار سررفتنی نیست؛ هرچی هم که زندگی چپ و راستشون کنه. عمری گره از کار مردم باز کردی، بی اونکه یکی ازشون بشناسی. حالا به درد من برس. به داد کسی که ظلمِت کرده اگه برسی هنره.»

قیمت پشت جلد این کتاب ۱۲۰ صفحه‌ای ۱۷,۰۰۰ تومان تعیین شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...