برگزیدگان نخستین دوره جایزه ادبی شهید اندرزگو در سه بخش داستان و رمان کودک و نوجوان، تاریخ شفاهی روایت انقلاب و داستان و رمان بزرگسال معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز، در بخش تاریخ شفاهی و روایت انقلاب؛ کتاب «یادداشت‌های یک روزنامه‌نگار» نوشته موسی حقانی از مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، برنده جایزه ۱۰ میلیون‌تومانی و خرید تضمینی ۲۰۰۰ نسخه از کتاب شد. سعید فخرزاده، جواد کامور بخشایش و حمید قزوینی داوران این بخش از جایزه بودند.

همچنین در بخش داستان بلند و رمان بزرگسال؛ دو کتاب «اوسنه گوهرشاد» نوشته سعید تشکری از انتشارات به‌نشر و «عاشقی به سبک ون‌گوگ» نوشته محمدرضا شرفی خبوشان از انتشارات شهرستان ادب، برنده جایزه ۱۰ ‌میلیون‌تومانی و خرید تضمینی دو هزار نسخه از کتاب شدند. در این بخش، ساسان ناطق، وجیهه سامانی و فاطمه بهبودی داوری کرده بودند.

در بخش داستان کودک و نوجوان و نیز دو اثر «باغ خرمالو» نوشته هادی حکیمیان از انتشارات شهرستان ادب و «دو روایت از یک عکس» نوشته ابراهیم حسن‌بیگی از انتشارات سوره مهر، برنده جایزه ۱۰ ‌میلیون‌تومانی و خرید تضمینی دوهزار نسخه از کتاب شدند. حسن احمدی، یوسف قوجق و مصطفی خرامان داوری این بخش را بر عهده داشتند.

آیین اختتامیه نخستین دوره جایزه ادبی شهید اندرزگو با حضور حجت‌الاسلام محمد قمی؛ رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، علی مختارپور؛ دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی، محسن مومنی شریف؛ رئیس حوزه هنری، میثم نیلی؛ رئیس مجمع ناشران انقلاب اسلامی، قادر آشنا؛ مدیرعامل موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی، علی‌محمد مودب؛ مدیرعامل موسسه فرهنگی شهرستان ادب، موسی حقانی؛ رئیس مرکز مطالعات تاریخ معاصر، سیدصادق رضایی، دبیر جایزه ادبی شهید اندرزگو و جمعی از نویسندگان و ناشران عصر یک‌شنبه سوم شهریور در حوزه هنری برگزار شد.

نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...