«طوطی‌نامه»، به قلم زهرا حیدری، در بردارنده مجموعه‌ای از حکایات است که با مضمونی اخلاقی و با چاشنی طنز نوشته و توسط سوره مهر منتشر شده است.

طوطی‌نامه زهرا حیدری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «طوطی‌نامه» اصالتاً یک متن هندی است که در زمان ساسانیان، از سانسکریت به پهلوی برگردانده شده است.

این کتاب پر از حکایت‌های شیرینی است که خواننده را مشتاق به خواندن می‌کند. داستان‌هایی که از زبان یک طوطی نوشته شده است. قصه‌های این کتاب را طوطی خوش زبانی برای زنی به اسم «ماه‌شکر» بازگو می‌کند. همسر ماه‌شکر، بازرگان است و به مسافرت رفته است. او از طوطی می‌خواهد که تا برگشتن او، هوای زنش را داشته باشد. برای همین، طوطی هرشب برای ماه شکر یک یا چند حکایت پندآموز می‌گوید، او را سرگرم می‌کند تا اینکه بعد از مدتی، بازرگان به سلامت به خانه برمی‌گردد.

کتاب «طوطی‌نامه» که شامل 29 حکایت آموزنده و کوتاه است، با قلمی روان و ساده مخاطب را با خود همراه می‌کند. داستان‌هایی از حیوانات مختلفی مانند طوطی و گنجشک تا پادشاهان و درویشان نقل می‌شود؛ حکایت‌هایی که برای نوجوانان امروز مفید، سودمند و قابل فهم است.

این کتاب پر از قصه‌ها و افسانه‌های ریز و درشتی است درباره آدم‌ها و حیوانات، دیوها و پرندگان، چرندگان و پرندگان. همراه با هر حکایت، به زمان‌هایی سفر می‌کنیم که نمی‌شناسیمش، اما چنان آشناست که گویی خودمان آنجا هستیم و مانند یک سوم شخص، اتفاقات مختلف پیش‌رویمان رخ می‌دهد؛ از داستان «گنجشک ناقلا» گرفته تا داستان زنی که برای طاووس پادشاه نقشه‌ای کشیده است. کتاب «طوطی‌نامه»، اگرچه برای رده سنی 13 سال به بالا ذکر شده، اما هر سنی را می‌تواند با خود همراه کند. حکایت‌های این کتاب آموزه‌هایش را با چاشنی طنز به مخاطبانش عرضه می‌کند و در نهایت لبخند را مهمان لب‌های آنان می‌کند.

بن‌مایه هر یک از حکایات ذکر شده در «طوطی‌نامه» پندی اخلاقی نهفته است. به عنوان مثال در بخشی از این کتاب و در داستان بیست و هفتم، ماجرای چهار دوستی را می‌خوانیم که در مسیری با یکدیگر هم‌سفرند: «آن چهار جوان، چند روزی پیش مرد پارسا ماندند. موقع خداحافظی، از او خواستند برایشان دعا کنید که زودتر از دربه‌دری و آوارگی نجات پیدا کنند. مرد پارسا که دید آن‌ها در رنج و سختی هستند، دلش به حالشان سوخت. به هریک از آنها، یک تسبیح داد تا برسرشان بگذارند و گفت : این تسبیح‌ها را بالای سرتان بگذارید و به سفرتان ادامه دهید. هر یک از شما، هر جا که تسبیح از سرش افتاد، بداند که آنجا گنجی پنهان است.» در ادامه نویسنده، به ما نتیجه چهار دوست را نشان می‌دهد و حرص آدمی را به خوبی به تصویر می‌کشد.

اگر می‌خواهید شب‌های خوبی را در کنار عزیزان‌تان سپری کنید و آموزش‌های اخلاقی را از سنین کودکی به آنها بیاموزید، می‌توانید به کتاب طوطی‌نامه مراجعه کنید. این کتاب در مجموعه «قصه‌های شیرین ایرانی» سوره مهر به قلم زهرا حیدری نوشته شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...