حکایت‌هایی از «قصه‌های هزار و یکشب» در مجموعه‌ای با عنوان «روایت‌نامه» منتشر شده‌اند.

قصه های هزار و یک شب در روایت نامه ی مدرسه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب‌های «حکایت اسب آبنوس»، «حکایت مرد مرده» و «حکایت گوهر شب‌چراغ» سه کتاب از مجموعه روایت‌نامه هستند که توسط داریوش عابدی برای نوجوانان و جوانان بازنویسی شده و در انتشارات مدرسه راهی بازار کتاب شده‌اند.

در معرفی ناشر از این کتاب‌ها آمده است: شاید کمتر کسی باشد که داستان‌های هزار و یکشب را نشنیده و یا آن را نخوانده باشد. این کتاب یکی از بهترین‌ یادگارهای متون کهن است که در واقع مجموعه آداب و رسوم و قصه‌های کهن مردم ایران، هند و سرزمین‌های عربی است و سرشار از نکات پندآموز و حکایت‌های آموزشی است. در این قصه‌ها همه طبقات مختلف مردم جامعه از پادشاهان، وزیران، بازرگانان و مردم عادی حضور دارند و حتی برخی قصه‌ها به زبان حیوانات در این کتاب آمده است. قصه‌های هزار و یکشب درباره پادشاهی به نام شهریار است که نسبت به زنان بدبین بود و هر زنی را که می‌گرفت روز بعد او را می‌کشت. تا این‌که زنی به نام شهرزاد وارد قصر او می‌شود و هر روز برای این پادشاه قصه می‌گوید. و عملا با قصه‌هایش مرگ خود را به تاخیر می‌اندازد و مجموع این روزها به هزار و یکشب می‌رسد.
کتاب «حکایت اسب آبنوس» با یک قصه دیگر به نام «حکایت حسن و مرد غریبه»، کتاب «حکایت گوهر شب‌چراغ» با دو قصه دیگر به نام «حکایت جواهرفروش و گدای کور» و کتاب «حکایت مرد مرده» با دو قصه دیگر به نام «حکایت دخترک و سه گدای کور» و «حکایت رنگرز و سلمانی» همراه است.
این مجموعه سه‌جلدی هر کدام در ۱۰۴ صفحه رنگی در فروشگاه‌های سراسر کشور در دسترس مخاطبان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...