انجمن نویسندگان آثار جنایی آمریکا برندگان جایزه‌ی "ادگار آلن پو" را در سال 2008 معرفی کرد.

در این جایزه "رودخانه‌ی پایینی" نوشته‌ی‌ "جان هارت" به عنوان بهترین رمان جنایی انتخاب شد و جایزه‌ی بهترین رمان اول یک نویسنده‌ی آمریکایی، به «در جنگل‌ها» نوشته‌ی "تانا فرنچ" تعلق گرفت.

در بخش بهترین اثر جنایی واقعی، «احیای تاریخ؛ ترور رییس‌جمهور جان اف کندی» نوشته‌ی وینسنت بوگلیوسی" جایزه‌ی برتر را کسب کرد. در بخش بهترین کتاب شرح ‌حال، «آرتور کانن دویل؛ زندگی به روایت نامه‌ها» نوشته‌ی "جان للنبرگ"،‌ "دانیال استاشوور" و "چارلز فولی" انتخاب اول هیأت داوران نام گرفت.

به گزارش ایسنا به نقل از آسوشیتدپرس، در بخش بهترین فیلم‌نامه‌ی سینمایی، «مایکل کلایتون» نوشته‌ی "تونی گیلروی" جایزه‌ی اول را کسب کرد. اما در بخش بهترین داستان کوتاه، جایزه‌ی "ادگار آلن پو" به «سنجاب طلایی» نوشته‌ی "سوزان استرایت" رسید.

همچنین در بخش کتاب‌های جوانان، "کاترین مارش" برای «شب‌گرد» و "تد آرنولد" برای «زندگی موش» موفق به دریافت جایزه شدند. جایزه‌ی بهترین نمایشنامه نیز به «وحشت» اثر "جوزف گودریچ" رسید.

انجمن نویسندگان آثار جنایی آمریکا جایزه‌ی یادبود "رابرت ال فیش" را هم به "مارک آمونس" برای کتاب «The Catch» اعطا کرد.

بیست و پنج سال دارد. پدر و مادرش، زمانی که او کودک بود، در لنگرگاه غرق شدند و دوتی، عمه‌ی ریپلی، پرورش او را به عهده گرفت... خود را از شرّ دیک خلاص می‌کند... وفق می‌شود که مرج و آقای گرینلیف و کاراگاهی را که استخدام کرده است متقاعد سازد که فرض خودکشی‌کردن دیک را بپذیرند. بدین‌ترتیب، به کمک وصیت‌نامه‌ای که خود تنظیم کرده است به ارثیه‌ی او دست می‌یابد ...
باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...