نخستین نشست سخن ماه کانون ادبیات ایران در دوره جدید به بحث و بررسی درباره سمبولیسم در ادبیات فرانسه اختصاص دارد.
در این نشست مدیا کاشیگر _ شاعر، مترجم و منتقد ادبی _ به معرفی و نقد آثار دو تن از شاعران سمبولیست فرانسه با نام‌های لافورگه و کروس می‌پردازد و زهرا تعمیدی مترجم ادبیات فرانسه درباره پیدایش و تحول سمبلیسم در فرانسه سخنرانی می‌کند.

مکتب ادبی سمبولیسم پیش زمینه ادبی مدرنیسم در فرانسه است. سرآمد این مکتب «شارل بودلر» است که مجموعه شعر «گل‌های بدی» از او به فارسی ترجمه شده است. اغلب سمبولیست‌ها پوچ‌گرا بودند و دوران اوج آنها اواخر قرن نوزدهم میلادی بود که آوازه‌شان تا آمریکا گسترش یافت و نویسندگان و شاعرانی چون «ادگار آلن پو» و «اسکار وایلد» پیرو این مکتب بودند.

سخن ماه کانون به همت گروه ادبیات ملل کانون ادبیات ایران روز پنجشنبه 29 تیرماه ساعت 5 عصر در محل کانون واقع در خیابان مفتح جنوبی رو به روی ورزشگاه شیرودی خیابان اردلان شماره 31 برگزار می‌شود.
گفتنی است برنامه سخن ماه آخرین پنجشنبه هر ماه برپا می‌شود.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...