فهرست نامزدهای شصتمین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی ادگار آلن پو از سوی انجمن نویسندگان آثار جنایی آمریکا اعلام شد.

به گزارش ایسنا؛ در فهرست این انجمن که در آستانه‌ی دویستمین سال تولد ادگار آلن پو - نویسنده‌ی مطرح داستان‌های پلیسی و جنایی - اعلام شده است، کارین آلوتگن - نویسنده‌ی سوئدی - که از بستگان آسترید لیندگرن - نویسنده‌ی معروف کتاب‌های کودک و خالق «پی‌پی جوراب بلند» - است، به چشم می‌خورد.

این نویسنده برای رمان «گم‌شده» نامزد شده، که اخیرا معتبرترین جایزه‌ی داستان جنایی سوئد با نام «کلید شیشه‌یی» را کسب کرده است.

موراگ جاس - نویسنده‌ی اسکاتلندی - نیز برای کتاب «شب بعد» نامزد جایزه‌ی آلن پوست. وی در سال 2003، جایزه‌ی «خنجر نقره‌یی» انگلستان را برای چهارمین رمان خود با عنوان «اشیای نیمه‌شکسته» کسب کرده است.

به گزارش روزنامه‌ی گاردین، دیگر نامزدهای این جایزه، «بهشت آبی» نوشته‌ی سی.جی. باکس، «گناهان آدم‌کشی» نوشته‌ی رابرت فریگنو، «خون‌بها» نوشته‌ی دکلان هوگز ایرلندی و «نفرین جادوگران» نوشته‌ی لیسا لوتز هستند.

برندگان جایزه‌ی آلن پو که شامل بخش‌های دیگری همچون: بهترین فیلم، بهترین داستان کوتاه، بهترین نمایش‌نامه و بهترین کتاب جنایی بر اساس داستان واقعی می‌شود، روز بیستم آوریل در نیویورک معرفی خواهند شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...