شیهان کاروناتیلاکا [Shehan Karunatilaka] نویسنده سریلانکایی برای رمانی با عنوان «معالی آلمدیا و هفت قمرش» [seven moons of maali almeida] به عنوان برنده جایزه بوکر ۲۰۲۲ انتخاب شد.

شیهان کاروناتیلاکا [Shehan Karunatilaka] معالی آلمدیا و هفت قمرش» [seven moons of maali almeida]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شیهان کاروناتیلاکا نویسنده سریلانکایی در مراسمی که در «شاو تئاتر» لندن برگزار شد به عنوان برنده بوکر امسال معرفی شد.

این جایزه سالانه که به بهترین اثر داستانی نوشته شده به زبان انگلیسی که در بریتانیا و ایرلند منتشر شده باشد تعلق می‌گیرد، برای کتاب «معالی آلمدیا و هفت قمرش» به این نویسنده اهدا شد.

هیات داوران این رمان را به عنوان اثری طنز درباره آشوب‌های سریلانکا که درگیر جنگ‌های داخلی است، تحسین کردند.

کاروناتیلاکا از برجسته ترین نویسندگان سریلانکا است و با انتشار نخستین رمانش با عنوان «مرد چینی» در سال ۲۰۱۱، به سرعت به عنوان ورود یک نیروی ادبی قابل توجه شناخته شد. آثار دیگر او همچنین در رولینگ استون، جی کیو و نشنال جئوگرافیک منتشر شده است.

پنج نامزد دیگری که در فهرست نهایی امسال جای داشتند شامل «شکوه» نوشته نوویلت بولاوایو از زیمبابوه، «درختان» نوشته پرسیوال اورت رمان‌نویس آمریکایی، «تریکل والکر» نوشته آلن گارنر رمان‌نویس انگلیسی، «چیزهای کوچک مانند این» نوشته کلر کیگان نویسنده ایرلندی، «اوه ویلیام!» نوشته الیزابت استراوت رمان‌نویس آمریکایی بودند.

در این مراسم جایزه ۵۰ هزار پوندی بوکر (بیش از ۵۶۰۰۰ دلار) به برنده امسال اهدا شد و در همین حال هر ۶ نویسنده راه یافته به فهرست نهایی نیز یک جایزه ۲۵۰۰ پوندی (حدود ۲۸۰۰ دلار) دریافت کردند.

سازمان من بوکر به جز بر این جایزه، هر سال یک جایزه نیز به یک اثر داستانی ترجمه شده به انگلیسی، در رقابتی با عنوان جایزه بین‌المللی بوکر اهدا می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...