کتاب «هشتمین خواهر» [The eighth sister] نوشته رابرت داگونی [Robert Dugoni] نویسنده آمریکایی با ترجمه ساسان گلفر منتشر شد.

هشتمین خواهر [The eighth sister]  رابرت داگونی [Robert Dugoni]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین؛ این کتاب را نشر خوب در 520 صفحه و با قیمت 53هزار تومان روانه بازار کتاب کرده است.

در توضیح کتاب «هشتمین خواهر» آمده است:

«وقتی صحبت از شخصیت جاسوس به میان می‌آید، نامی مثل باند... جیمز باند یا جیسون بورن برایمان تداعی می‌شود. اما چارلز جنکینز چنین شخصیتی نیست. رنگین‌پوست است، مرد خانواده است، سن و سالش بالا رفته و دوست ندارد آدم بکشد یا سبب مرگ کسی شود و بالاخره بر دولت خودش هم می‌شورد. او جاسوسی است که «به سردسیر می‌رود» و «از روسیه با عشق» بازمی‌گردد...

جنکینز... چارلز چنکینز. طنینی مثل باند... جیمز باند ندارد. این مرد سیاه‌پوست که قدش نزدیک به دو متر است، وقتی به‌جایی مثل روسیه‌ دوران ولادیمیر پوتین می‌رود تا مأموریتی در ظاهر جاسوسی ولی با نیتی خیرخواهانه را انجام دهد، تنها مشکلش این نیست که با آن رنگ و با آن قد در هیچ جای روسیه نمی‌شود او را مخفی کرد. مشکلش این است که شخصیتش اساساً هیچ شباهتی به جاسوس‌هایی که می‌شناسیم و در داستان‌ها خوانده‌ایم و در فیلم‌ها دیده‌ایم، ندارد، نه باند است، نه بورن است، نه اسمایلی، نه لمی کوشن، نه الک لیامز.

چارلز جنکینز مرد خانواده است، حالا دیگر سن و سالش بالا رفته است، دوست ندارد آدم بکشد یا سبب مرگ کسی شود و برای همین هم از سازمان سیا فراری است. می‌خواهد مثل یک شهروند مطیع قانون زندگی کند، اما در زندگی شخصی‌ و اجتماعی او مسائلی هست که وادارش می‌کند مأموریتی را قبول کند که پای او را به روسیه و ترکیه و یونان باز می‌کند و طبیعی است که با نیرنگ و خیانت هم روبه‌رو شود و بالاخره با همه دربیفتد، حتی با دولت آمریکا.

رابرت داگونی در داستان «هشتمین خواهر» به سنت ساده و بی‌پیرایه نوشتن نویسندگان داستان‌های عامه‌پسند وفادار مانده و عمداً از مغلق‌نویسی و خودنمایی ادیبانه پرهیز کرده تا آنچه می‌خواسته از مشاهداتش در روسیه‌ پس از جنگ سرد و نسبتش با ایالات متحده‌ امروز بازگو کند، به زبانی روشن و قابل فهم با خواننده‌ امروزی در میان بگذارد. او در داستانش از اقتدارگرایی و فساد نهادینه‌شده‌ پساتمامیت‌خواهانه در روسیه‌ امروز تا پنهان‌کاری و فساد دولتی-خصوصی-شرکتی در ایالات متحده‌ امروز، همه را تصویر می‌کند و بهترین سلاحش برای نقد، مانند همه‌ نویسندگان داستان‌های به‌ظاهر عامه‌پسند، زبان صریح و شفاف برای ارتباط با مخاطب عام امروزی است.»

ساسان گلفر مترجم، روزنامه‌نگار و منتقد حوزه سینما، اردیبهشت امسال نیز کتاب «زیر آسمانی به رنگ خون» به قلم مارک سولیوان نویسنده آمریکایی را منتشر کرد.

او پیش از این چند کتاب در حوزه ادبیات فانتزی نوجوانان ازجمله مجموعه رمان‌های پنج جلدی «ماجراهای میزل استابز» و مجموعه رمان‌های سه جلدی «بد» را به فارسی برگردانده است. «داستان‌های ماشینی»، «شش درس ویولن یهودی منوهین» و نمایشنامه «هفت طبقه» نوشته موریس پنیچ از دیگر آثار منتشرشده با ترجمه گلفر هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...