رمان «آسیایی‌های خرپول» اثر کوین کوان با ترجمه ستاره جهاندیده از سوی انتشارات علمی منتشر شده است.

به گزارش مهر، رمان «آسیایی‌های خرپول» اولین اثر نویسنده سنگاپوری-آمریکایی کوین کوان بود که او را به شهرت رساند. کوان در سنگاپور به دنیا آمد و زمانی که تنها ۱۱سال داشت همراه با خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد. کوان مانند شخصیت‌های داستانش متعلق به خانواده‌ای معتبر و برجسته از چینی‌های سنگاپور بود، مهاجرت را تجربه کرده و در دنیایی میان شرق و غرب زندگی می‌کرد.

رمان کوان بیش از همه به خاطر حال و هوای آسیای شرقی آن مشهور شد. این رمان دریچه‌ای بر زندگی طبقات پولدار در کشورهای آسیای شرقی همچون سنگاپور، چین، هنگ کنگ و مالزی و دنیایی کاملا جدید از فرهنگ چینی در دنیای مدرن و روابط و مناسبات خانوادگی در آسیا را به تصویر می‌کشد، روایتی که تا به حال در ادبیات آمریکا کمتر نظیر آن خلق شده است.

از این اثراز سوی کمپانی برادران وارنر فیلم «آسیایی‌های خرپول» به کارگردانی جان ام.چو ساخته شده که در صدر فیلم‌های پرفروش هالیوود واقع شده است. این فیلم نیز مانند کتاب از زبانی طنز برخوردار است.

در سابقه رمان آسیایی‌های خرپول مواردی چون پرفروش ترین کتاب نیویورک‌تایمز پرفروش‌ترین کتاب در پل استور ۲۰۱۸ دیده می‌شود که به ۱۲ زبان ترجمه شده است. رمان «آسیایی‌های خرپول» اثر کوین کوان با ترجمه ستاره جهاندیده در ۵۰۶صفحه با قیمت ۸۵هزارتومان از سوی انتشارات علمی منتشر شده است.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...