یک داستان خواندنی | آرمان امروز


کلویی آریتیس [Chloe Aridjis] نویسنده‌‌ای آمریکایی مکزیکی است که اولین اثرش (2009)، کتاب «ابرها» جایزه اولین رمان (جایزه ادبی فرانسه) را برای او به ارمغان آورد، کتاب «ابرها» درباره نویسنده جوانی است که در برلین دستخوش یک‌سری حوادث می‌شود و به هشت زبان دنیا ترجمه شده است. رمان بعدی او، «جداشده» (2013) که تحسین همگان را برانگیخت به روایت نگهبانی در گالری ملی لندن از جنبش حق رای می‌پردازد که یکی از جذاب‌ترین داستان‌ها در دهه گذشته در انگلستان شناخته شد.

خلاصه رمان هیولاهای دریایی» [Sea monsters]  کلویی آریتیس [Chloe Aridjis]

شاخصه اصلی رمان‌های آریتیس حال‌وهوای آنها است که بیش از طرح داستان، خواننده را با خود همراه می‌کند. آثار او به‌طرز نامتعارفی پر از جزییاتی است که تصویری بزرگ را به نمایش می‌گذارند، این تصویر پیوسته به بازی گرفته می‌شود و دنبال‌کردن آن به میزان اضطراب خواننده بستگی دارد. آریتیس استاد افسون‌کردن نوجوانانی است که با علاقه و اشتیاق فراوان به‌دنبال معنا در عمق هر چیزی می‌گردند. آثار او نیز همانند آثار وی. جی. سبالد در جست‌وجوی چیزی هستند و حولِ چشم‌های آریتیس تصویر کشتیِ درحال غرق‌شدن در دریا را بسیار بزرگ‌تر از یک فرد معمولی می‌بیند؛ این چشم‌ها ذره‌بینی می‌شود که با مهارت تمام در کتاب «هیولاهای دریایی» [Sea monsters] (2020-ترجمه حمید نوریان، نشر بان) سومین اثر آریتیس، برنده جایز پن‌فاکنر، شما را به تماشای تصویری کامل، اسرارآمیز و افسون‌کننده از شیِ نجات‌یافته می‌نشاند که می‌خواهد به دریا بازگردد.

«هیولاهای دریایی» آرامشِ شگفت‌آورِ بیگانه‌ها را از نظر شما می‌گذراند. این کتاب در اواخر دهه هشتاد در مکزیکوسیتی اتفاق می‌افتد و داستان با راوی نوجوانی آغاز می‌شود با نام لوییزا که در ساحل بدون مقصد اما در پی هدفی، به‌دنبال چیزی نامربوط پرسه می‌زند.

لوییزا با توماس فرار می‌کند، احتمالا دوست پسری خیلی بزرگ‌تر از خودش که چیز زیادی از او نمی‌داند. این فرار موقعیتش را در دانشگاه خارج از کشور به‌خطر می‌ندازد. اگر تلویزیونش نمی‌افتاد و نمی‌شکست و مجبور نمی‌شد برای سرگرم‌شدن روزنامه‌ها را زیرورو کند هرگز در وهله اول رابطه دست به چنین کاری نمی‌زد؛ در این جست‌وجو تصادفا به خبری درباره کوتوله‌های اوکراینی برمی‌خورد که از قرار معلوم بعد از گریختن سیرکی متعلق به شوروی ناپدید شده بودند. ایده پیداکردن کوتوله‌ها مال لوییزا بود. اما اوضاع بر وقف مراد توماس پیش نمی‌رود. ناکامی بر سراسر داستانی عجیب‌وغریب سرشار از تغییرات غیرمنتظره سایه افکنده است...

آریتیس نه با به نمایش‌گذاشتن نوگرایی بیش از معمول، بلکه به شیوه‌های پنهانی ذهن شما را به‌هم می‌ریزد. او با تضعیف‌کردن این فرضیه که گفته‌های یک رمان واقعیت پیدا می‌کنند تا داستان را به پیش ببرند، ذهن شما را به چالش می‌کشد. مثلا وقتی لوییزا از دوستی صحبت می‌کند که درباره امضای موریس یا درباره الهه‌هایی در میکروارگانیسم‌های آب شور که علاقه‌شان به بناهای باستانی را با او را در میان گذاشته‌اند یا درباره دوست پسر سابقش که فقط به‌دلیل اینکه از لگدزدن به جعبه‌ها لذت می‌برد هر جعبه‌ای را که در خیابان یا کوچه سر راهش سبز شود با لگد پرت می‌کند.

خاطره کوچکی از آریتیس در یکی از مطالب در گرانتا چاپ شده است که او به مواردی که از زندگی شخصی خودش الهام گرفته و در کتاب هیولاهای دریایی آورده، اشاره می‌کند: کلاب شبانه موردعلاقه‌اش، زمانی که همانند لوییزا نوجوانی بوده و در شهر مکزیکوسیتی زندگی می‌کرده است یا تعدادی از گذرگاه‌های شهر که عینا در «هیولاهای دریایی» به چشم می‌خورند یا مثلا عیاش خوشگذارنی با نام آدان با جلیقه زیردریایی، عینک ایمنی و چکمه موتورسیکلت، کلاه خلبانی که همیشه اینطور به‌نظر می‌رسد که می‌خواهد صحنه رقص را ترک کند و برود، ولی در اصل هیچ‌وقت این‌کار را نمی‌کند. اعجاز رمان آرتیس در همین است، وقتی مخاطب این مطالب را در خاطرات او می‌خواند بدون نگرانی می‌پذیرد، اما زمانی‌که رمان را می‌خواند مدام این امید را در سر می‌پروراند که شاید شخصیت‌ها بتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند و نگران آنها هست.

تغییر دیدگاه در آخرین لحظه داستان به نوعی جایزه یا بازده آن به حساب می‌آید. اما اگر هم اتفاق نیفتد درنهایت از همراهی‌کردن با لوییزا لذتی برده‌اید بدون اینکه دقیقا متوجه شوید چرا او شما را در اطراف خود می‌خواهد. وقتی او در ساحل با مردی برخورد می‌کند که بدون فیلتر صحبت می‌کند اجازه می‌دهد کلمات بدون توقف از دهانش بیرون بریزند، بی‌آنکه توجه کند آن مرد چه می‌گوید و آن مرد در میان صحبت‌هایش هرازگاهی چیزی معنادار می‌پراند؛ جملاتی که ارمغان بی‌پیرایه رمانی می‌تواند باشد که سخاوتِ راوی‌اش تبدیل به خودداری می‌شود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...