رمان «بافته ز جان» [The great passageیا  Fune o amu] اثر شیون می‌یورا [Shion Miura] به همت موسسه فرهنگ معاصر منتشر و روانه بازار شد.

بافته ز جان» [The great passageیا  Fune o amu]  شیون می‌یورا [Shion Miura]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «بافته ز جان» در قالب مجموعه ادبیات معاصر «۳»  و با ترجمه آزاده سلحشور در ۳۴۷ صفحه و با قیمت ۲۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

نسخه اصلی این رمان در سال 2011 میلادی منتشر شد. تلویزیون ژاپن نیز در سال 2016 اقتباس انیمیشنی ان را در 11 قسمت پخش کرد.

در پشت جلد کتاب آمده است:

تألیف فرهنگ لغات پایان نمی‌شناسد. سفر کشتی‌ای که بارش امید است و در عمق پیش می‌رود، ابدی است.
فرهنگ لغات مخزن خرد انسانی است، نه به این خاطر که حاوی انبوه کلمات است بلکه به این خاطر که در طول زمان به ارواح تسخیرناپذیر مزین شده و تجسم امید حقیقی است.
خانم ماتسوموتو به شدت سرش را تکان داد.
-خدا را شکر همسرم خوشحال مُرد- مطمئنم که این‌طور است. من هم خوشحالم. بافته ز جان برایش از هر چیزی مهم‌تربود و شما رویای او را به واقعیت تبدیل کردید. هرگز نمی‌توانم آن‌طور که شایسته و مناسب است از شما قدردانی کنم.

در بخشی از کتاب می‌خوانید:

ویراستاری یک فرهنگ لغات اصلا مثل ویراستاری کتاب یا مجله نیست. دنیای غریبی است. به صبوری بسیار، گنجانشی برای جزییات بی‌پایان، عشق به کلمات در حد دغدغه و دیدگاهی به غایت وسیع برای حفظ سلامت عقل نیاز است. چه چیزی باعث شده که فکر کنی این روزها چنین فرد جوانی وجود دارد؟

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...