سردبیران نشریه نیویورک‌تایمز برترین کتاب‌های منتشرشده سال ۲۰۱۹ در بخش‌های رمان، آثار غیرداستانی و شعر را معرفی کردند.

به گزارش ایسنا،‌ نشریه نیویورک‌تایمز به مناسبت نزدیک شدن به سال ۲۰۲۰، فهرستی از برترین کتاب‌های منتشرشده سال ۲۰۱۹ را ارئه داده‌ است.  به این ترتیب برترین کتاب‌های داستانی و غیرداستانی سال ۲۰۱۹ به انتخاب این نشریه به شرح زیر است:

«زمین ناپدیدشونده» نوشته «جولیا فیلیپس»
در فصل اول «زمین ناپدیدشونده»‌ که رمان نخست «‌جولیا فیلیپس» محسوب می‌شود، داستان ناپدیدشدن دو دختر جوان را در شهری واقع در «شبه‌جزیره کامچاتکا» می‌خوانیم. نکته‌ای که در «‌زمین ناپدیدشونده» قابل ملاحظه است آن است که این اثر یک رمان متشکل از مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه منسجم و درباره زنانی است که زندگی آن‌ها تحت تاثیر ناپدیدشدن‌شان قرار می‌گیرد.

 مدرسه «توپیکا» نوشته «بن لرنر»
رمان هیجان‌انگیز «مدرسه نوپیکا» که سومین رمان «بن لرنر»‌ پس از  «ترک ایستگاه آتوچا» و «۱۰:۰۴» محسوب می‌شود،‌ مجموعه‌ای از نگرش‌هایش درباره یک کمپین، مناظره‌ای دبیرستانی، والدین روان‌شناسش و یک دوست نامناسب را تشکیل می‌دهد.

 «بازدم» نوشته «تد چیانگ»
بخش زیادی از ۹ داستان عمیق و زیبای «بازدم» نوشته «تد چیانگ» به عواقب سفر در زمان می‌پردازد. مطالعه این رمان مثل آن است که همراه دوست‌تان سر میز غذا نشسته باشید و بی‌آن که هیچ حس ناخوشایندی در شما ایجاد شود، او برای شما یک تئوری علمی را توضیح بدهد.

«آرشیو کودکان گمشده» نوشته «والریا لوئیزلی»
«والریا لوئیزلی» که یک نویسنده مکزیکی است در رمان «آرشیو کودکان گمشده» که سومین رمان و  نخستین رمان انگلیسی او محسوب می‌شود، داستان سفر یک خانواده چهارنفره را  (که همگی در داستان بی‌نام هستند) روایت می‌کند. او در این رمان پشت پرده بحران‌هایی همچون کودکانی را که مجبورند از مرزها عبور کنند، با مرگ مواجه شوند، زندانی شوند یا بی‌آن‌که سرپرستان‌شان‌ همراه‌شان باشند به کشور اصلی خود بازگشت داده شوند، روایت می‌کند.

«قایق شبانه به سمت طنجه» نوشته «کوین بری»
یک پایانه متروکه در یکی از سواحل اسپانیا موقعیتی در کتاب «قایق شبانه به سمت طنجه» نوشته «کوین بری» نیست که شما به واسطه آن انتظار مواجه شدن با داستانی‌هایی آمیخته از غزل‌سرایی و  فلسفه اندوهناک را داشته باشید، اما به لطف دو شخصیت  منفی این رمان بارها با این عناصر در حین مطالعه رمان مواجه خواهید شد.

«چیزی نگو» نوشته «پاتریک رادن کیف»(غیرداستانی)
افرادی که ماسک بر صورت داستند،  بدون اجازه وارد خانه «ژین مک‌کانول»  شدند و او را از خانه ربودند.
در کتاب «چیزی نگو» گزارشی دقیق که درنهایت‌ می‌توان از آن به عنوان یک رمان نیز یاد کرد، «پاتریک رادن کیف» از داستان قتل «مک‌کانول» - بیوه‌ای ۳۶ ساله و مادر ۱۰ کودک که در سال ۱۹۷۲ توسط افرای ناشناس در خانه‌اش کشته شد - برای روایت تاریخ جنگ داخلی در ایرلند شمالی استفاده کرده است.

 «کلوب» نوشته «ایو دامروش» (غیرداستانی)
«ایو دامروش» در کتاب «کلوب» داستان گروهی از اندیشمندان،‌ نویسندگان و هنرمندان برجسته را که هر هفته در مکانی واقع در لندن دور هم جمع می‌شدند و به «‌کلوب»‌ مشهور بودند، روایت می‌کند.

«خانه زرد» نوشته «سارا ام بروم» (غیرداستانی)
«‌سارا ام بروم» در «خانه زرد» که آمیزه‌ای از تاریخ شفاهی،  تاریخ شهری و انواع قالب‌های ادبی است، تاریخچه منطقه‌ای در شرق نیواورلئان را بیان می‌کند. «خانه زرد» نخستین تجربه نویسندگی نویسنده‌اش محسوب می‌شود.

«کبودی پنهان» نوشته «‌ریچل لوئیس سیندر» (غیرداستانی)
«ریچل لوئیس سیندر» در کتاب گزارشی خود، «کبودی پنهان» به این موضوع می‌پردازد که منظور «سازمان جهانی بهداشت» از عنوان کردن «مشکل سلامت جهانی فراگیر» فقط در آمریکا که بیش از نیمی از زنان به قتل‌رسیده ‌آن توسط شریک‌ زندگی کنونی یا سابق‌شان کشته می‌شوند، چیست.

«نیمه‌شب در چرنوبیل» نوشته «آدام هیگنبوتم» (غیرداستانی)
«نیمه‌شب در چرنوبیل»، کتاب بی‌نظیر «آدام هیگنبوتم» درباره انفجار نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل در آوریل سال  ۱۹۸۶ را می‌توان جزء آن دسته از کتاب‌های نادر حوزه علم و فناوری محسوب کرد که آکنده از هیجان است. این کتاب بی‌همتا و حیرت‌آور  که با اطلاعات دقیق و شخصیت‌های مشخص همراه است،‌ اشتباه به اشتباه، قدم به قدم پیش‌بینی‌های نادرست را که به فاجعه تاریخی انفجار  نیروگاه هسته‌ای چرنویبل منجر می‌شود روایت می‌کند.

این نشریه همچنین در گزارشی جداگانه به معرفی ۱۰۰ اثر قابل‌ توجه سال ۲۰۱۹ پرداخته که در این بین نام کتاب «مهمانخانه برای بیوه‌های جوان» نوشته «آزاده معاونی» نویسنده ایرانی – آمریکایی نیز به چشم می خورد. «مهمانخانه برای بیوه‌های جوان» روایتگر زندگی زنانی است که علی‌رغم داشتن مدارک دانشگاهی و رویاهای بسیاری در سر برای یافتن سرزمین عدالت و تقوا، ناگهان خود را در میان اعضای گروه تروریستی داعش یافتند.

از دیگر آثاری که نام‌شان در فهرست صد اثر قابل‌توجه سال ۲۰۱۹ نشریه نیویورک‌تایمز دیده می‌شود می‌توان به این آثار اشاره کرد: «جاسوس آمریکایی» نوشته «لورن ویلکینسون»، «ضد جامعه» نوشته‌ «اندرو مارانتز»، «شدن»‌ نوشته «میشل اوباما»، «ذی‌نفع» نوشته «جنی اسکات»‌،‌ «جمهوری ناشنوا»‌ نوشته «ایلیا کامینسکی»،‌ «اردک‌ها، نیوبری‌پورت» نوشته «لوسی المان»‌،‌ «خانه هلندی»‌ نوشته «آن پچت» ، «تحصیلات یک آرمانگرا»‌ نوشته «سامانتا پاور» ، «مادرخوانده» نوشته‌ «هانلور کِر»، «اتحادیه عظیم» نوشته «زادی اسمیت»، «چطور یک ضدنژادپرست باشیم» نوشته «ایبرام ایکس کندی»، «چطور برای زندگی‌مان می‌جنگیم» نوشته «سعید جونز»، «موسسه» نوشته «استفن کینگ»‌، «بیشتر چیزهای مرده»‌ نوشته «کرستن آرنت»‌، «‌خانم همه چیز» نوشته «جنیفر وینر»، «نیاز» نوشته «هلن فیلیپس»، «پسران نیکلی» نوشته «کولسن وایت‌هد»‌، «آدم‌های عادی» نوشته «‌سلی رونی»، «این‌جا چیزی برای دیدن نیست»‌ نوشته «کوین ویلسون»، «حالا می‌توانیم تا ابد آزاد باشیم» نوشته «اندرو میلر»‌،‌ «بهار» نوشته «الی اسمیت» و «وصیت‌ها» نوشته «مارگارت اتوود»‌.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

به‌عنوان نویسنده‌ای که با فلسفه­ «همین فردا خواهید مُرد» همدل است، شاید فرد مناسبی برای نگارش کتابی درباره «امید» نباشم... امید، همان خوش‌بینی نیست... صرفا یک خواست یا آرزو نیست... از «امید تراژیک» سخن می‌‌گوید که خود، ماحصل بینشی تراژیک است و بسی بیگانه با خوش‌بینی ناشی از اعتقاد به پیشرفت انسانی. این البته نگاهی است تیره به وضعیت انسان معاصر ...
«خرم‌آباد» استعاره‌ای است از «استالین‌آباد»... رباعیات رودکی که از چهار مصراع تشکیل‌ شده‌اند، به مراتب بامحتواتر و ارزشمندتر از بسیاری رمان‌های حجیم است... دیروز ژئوفیزیکدان بودم، اما امروز صبح تصمیم گرفتم نویسنده شوم و شدم... برنامه‌نویس بودم، آپارتمان فروخته‌ام، مدیر ساخت و راه‌اندازی پالایشگاه نفت و صنایع وابسته بودم. در جوانی مجبور شدم با چوب‌های جنگل روی سطح دریا اسکله بنا کنم. کارگر بودم ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...