«پسر بروکلی شگفت‌انگیز» [The astounding broccoli boy‬] نوشته فرانک کاترل بویس[Frank Cottrell-Boyce] با ترجمه نوشین ابراهیمی از سوی نشر افق منتشر شد.

پسر بروکلی شگفت‌انگیز» [The astounding broccoli boy‬]فرانک کاترل بویس[Frank Cottrell-Boyce]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «پسر بروکلی شگفت‌انگیز» عنوان کتابی از فرانک کاترل بویس است که با ترجمه نوشین ابراهیمی به عنوان دویست‌ویازدهیمن شماره از مجموعه رمان نوجوان افق از سوی این نشر برای نوجوانان منتشر شده است.

فرانک کاترل بویس نویسنده و نمایش‌نامه‌نویسی است که جایزه‌های بسیاری را از آن خود کرده. «میلیون‌ها» نخستین کتاب او برای بچه‌ها، برنده مدال کارنگی شد و در سال 2012 جایزه گاردین را گرفت. فرانک در سال 2011 همراه با دنی بویل مراسم افتتاحیه المپیک لندن را طراحی کرد. او با همسر و هفت فرزندش در انگلستان زندگی می‌کند.

کاترل بویس در کتاب «پسر بروکلی شگفت‌انگیز» داستان پسر شگفت‌انگیزی به نام روری را بیان می‌کند که شگفت‌انگیز است و ناگهان سبز می‌شود و قدرت عجیبی پیدا می‌کند و این مساله دکترها را حسابی گیج کرده و نمی‌دانند این تغییر رنگ در اثر عوامل ژنتیکی یا ویروسی است یا عامل دیگری در این مساله تاثیر دارد. از سویی علی‌رغم اینکه او دوست دارد برای هر پیشامدی آماده باشد اما هیچ‌وقت برای سبز شدن ناگهانی و غیرعادی‌اش آماده نیست.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «ته صف ایستادم. همه باید پاهایشان را روی پادری ضدعفونی‌کننده تمیز می‌کردند – برای مبارزه با ویروس بچه گربه‌های قاتل- و سوار اتوبوس کالمندی می‌شدند. نفر آخر که پاهایش را ضدعفونی کرد، راننده از من خواست کمکش کنم پادری را توی اتوبوس بگذارد. پادری را برداشتم و گوشه اتوبوس انداختم. راننده گفت: «ممنون، پسر.» بعد در اتوبوس را رویم بست و بدون من راه افتاد. نجات پیدا کردم. اما خانم استرسلی با فیات کوچکش سر رسید و مرا متهم کرد که به عمد از اتوبوس جا مانده‌ام. به او گفتم که راننده مرا ندید...»

نشر افق، کتاب «پسر بروکلی شگفت‌انگیز» را با شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 58 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...