کتاب «شهر فرنگ تا لاله زار» شامل خاطرات محمد قهرمانی است که در دو بخش تنظیم شده؛ بخش اول مربوط به قبل از انقلاب و دهه چهل و پنجاه و بخش دوم از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان جنگ است.

شهر فرنگ تا لاله زار خاطرات محمد قهرمانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، کتاب «شهرفرنگ تا لاله‌زار» خاطرات محمد قهرمانی تهیه‌کننده سینماست که در ۶ فصل از کودکی تا دوران پذیرش قطعنامه را برای مخاطب بازگو کرده است.

در این کتاب تلاش شده بخشی مهم از تاریخ معاصر ایران از زبان یکی از مبارزان انقلاب و از دل خاطرات ایشان بازگو شود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «اسفند ۱۳۴۷ بود که مادرم در یک حادثۀ آتش‌سوزی سوخت. خاله عشرت مهمان ما بود و برای همین پدرم با شوهرخاله‌ام شب منزل نمانده بود و به منزل اقوام رفته بود. حدود ده شب بود و من توی اتاق خواب بودم. با صدای جیغ و داد از خواب پریدم. دیدم آجی گلولۀ آتش شده است و این طرف و آن طرف می‌دود و خاله‌ام هم به دنبالش. ناخودآگاه پتویی که روی سرم بود را انداختم دور آجی و او را بغل کردم. مادرم آمده بود داخل چراغ نفت بریزد، غافل از اینکه نفت از ته پیت دارد می‌ریزد روی دامنش. لباسش هم پلاستیکی بود. لباس‌های نخی نمی‌پوشیدیم؛ چون هم قیمتش بالا بود، هم اینکه لباس‌هایی که بافت پلاستیکی داشت، شستنش راحت و دوامش بیشتر بود.

مادرم کبریت را که می‌کشد تا چراغ را روشن کند، دامنش آتش می‌گیرد و دچار سوختگی می‌شود. حس کردم چیزی را از دست داده‌ام که دیگر نمی‌توانم به دستش بیاورم. در ۱۲ فروردین سال ۱۳۴۸ آجی فوت کرد.»

محمد قهرمانی راوی کتاب در مقدمه آورده است: تجربه تاریخی نسل‌های دهه سی و چهل به اندازه تمام تاریخ است. فراز و نشیب‌هایی که این نسل مشاهده کرده‌اند برای نسل‌های بعد از خود تجربه‌ای تاریخی است. اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی حاکم بر رژیم پهلوی، دوران مبارزه مردم با ظلم و ستم و پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل، بروز اغتشاشات داخلی در ترکمن صحرا، غائله کردستان، خوزستان، آذربایجان و نظایر این، ظهور و بروز احزاب و گروه‌های مختلف از چپ و راست، انقلابی و ضد انقلاب، اشغال لانه جاسوسی امریکا، کودتای نوژه، حمله امریکا به طبس و مقاومت جانانه مردم در هشت سال دفاع مقدس، همچنین جریانات و اتفاقات بی‌شماری که بر کشور و مردم نجیب انقلابی، مقاوم و شریف ایران گذشته است برای نسل‌های آینده درس‌آموز و ارزنده است.

برخی از خوانندگان این کتاب ممکن است تصویر درستی از آنچه بر کشور گذشته است نداشته باشند و به آنچه که بر کشور و مردم ایران در دوران رژیم پهلوی گذشته است، واقف نباشند و گاهی تحت تاثیر دروغ‌پردازی‌ها و رسانه‌های بیگانه قرار بگیرند که با بی‌انصافی تمام به جامعه این‌گونه القا می‌کنند که گذشته ایران قبل از انقلاب اسلامی به مراتب بهتر از وضعیت فعلی بوده است. بیان واقعیت‌های دوران گذشته بدون کم و کاست و اغراق و ترسیم آنچه که قبل از انقلاب و بعد از آن بر جامعه ایران گذشته است کمک شایانی به تصویرسازی تاریخی می‌کنند.

حدود ۵ سال پیش عزیزان در بخش تاریخ شفاهی دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری امور استان‌ها و مجلس حوزه هنری اصرار داشتند که خاطراتم را منتشر کنند. قرار گذاشته شد و در جلسات متعدد که در پاره‌ای از مواقع به دلایل موجه چندین ماه فاصله می‌افتاد نسبت برای ضبط خاطرات و آنچه که مشاهده یا مشارکت داشته‌ام اقدام کردند.

در این مصاحبه‌ها تمام تلاشم بر این بود که از آنچه بر امثال من گذشته است، تصویری واقعی داشته باشم. مصاحبه‌های اولیه را حجت الاسلام سعید فخرزاده طی یک سال انجام دادند. زحمت ادامه ضبط مصاحبه را بر دوش برادر بزرگوارشان افتاد که با ایشان همکاری داشت. پیاده‌سازی مصاحبه‌ها، ادامه کار، انجام مصاحبه‌های تکمیلی و همچنین تنظیم و تدوین آن بر عهده خانم تینا محمدحسینی بود.

کتاب «شهر فرنگ تا لاله زار» خاطرات محمد قهرمانی با تالیف تینا محمد حسینی در ۲۰۲ صفحه و به قیمت ۴۳ هزار تومان از سوی انتشارات امیرکبیر روانه بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...