کتاب «افلاطون» از مجموعه راهنمای سرگشتگان [Plato : a guide for the perplexed] انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

افلاطون» ازراهنمای سرگشتگان [Plato : a guide for the perplexed]

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات علمی و فرهنگی به‌تازگی در قالب مجموعه کتاب‌های راهنمای سرگشتگان، اثری با عنوان «افلاطون» را به قلم جرالد ا. پرس [Gerald A. Press] با ترجمه ایرج آذرافزا منتشر کرده است. کتابی که از مجموعه ۳۰ جلدی انتشارات کونتینیوم انتخاب شده و در هرجلد از آن به یکی از فیلسوفان برجسته معاصر یا مکاتب فلسفی توجه شده است.

نویسنده این‌کتاب در حال حاضر استاد فلسفه کالج هانتر در نیویورک است که در زمینه فلسفه یونان باستان به‌ویژه افلاطون صاحب پژوهش‌های قابل توجهی است. این‌کتاب برای پژوهشگرانی نوشته شده که در مواجهه با فیلسوفی چون افلاطون دچار حیرانی و سرگشتگی شده و سعی کرده در توضیح مفاهیم کلیدی مد نظر آنها با زبانی فنی و در حین حال مناسب خوانندگان مبتدی عمل کند.

پرس در مقدمه خود بر این اثر می‌نویسد: «این کتاب به طور خلاصه شیوه‌ای برای خوانش و فهم دیالوگ‌های افلاطون ارائه می‌کند که در بازه زمانی نزدیک به یک سده در سایه جهت‌گیری‌های نسبتاً متفاوت و قدیمی‌تر آرام‌آرام در حال نضج بوده است. بنیادهای این شیوه خوانش و فهم بر چند اصل ساده استوار است که عبارتند از همامتن گرایی، کل‌گرایی و انداموار گرایی.»

کتاب در فصل ابتدایی خود به زندگی افلاطون و معرفی آثارش پرداخته و متن‌های لازم برای تفسیر دیالوگ‌های افلاطون را بازگو می‌کند. بخش دوم کتاب هم با عنوان منابع سرگشتگی، به معرفی تاریخ مختصری از افلاطون گرایی و تفسیر وی پرداخته است.

کتاب در سومین فصل خود به موضوع فلسفه افلاطون وارد شده و به بررسی موضوعاتی چون طبیعت فلسفه وی، درون‌مایه‌های دیرپا و بینش او و نیز مسیری که اندیشه او به سوی حکمت پیش‌بینی می‌کند پرداخته است. بخش پایانی نیز به موضوع چگونگی خوانش دیالوگ‌های افلاطونی و نیز خلاصه‌ای از آنها اختصاص دارد.

این‌کتاب در 366صفحه و با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...