کتاب «قرآن در نگاه عقل و علم» به قلم محمدباقر شریعتی سبزواری در 336 صفحه به‌همت مؤسسه بوستان کتاب در قم منتشر شد.

قرآن در نگاه عقل و علم محمدباقر شریعتی سبزواری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، برای بشر امروز مسئله‌ای غامض در قرآن وجود ندارد، مگر آنکه با رویکردی عالمانه، موشکافانه و روشمند بتوان آن مسئله را به نیکی حل کرد. از نظر قرآن هم بن‌بستی در کار نیست و هر کس در راه خداوند بکوشد و در پی مقصد راستین باشد، قطعا خداوند راه‌های صحیح را نشانش می‌دهد. نمونه‌های این امر فراوان است که در این کتاب به آن اشاره شده است.

مؤلف کتاب «قرآن در نگاه عقل و علم»، در پیشگفتار اثر مذکور آورده است: در این اثر، فصلی به آیات مشکل قرآن اختصاص دادم - که به گمان بنده مفسران حل نکردند - تا بتوانم راز و رموز آن را روشن کنم؛ برای حل بعضی از آیات که از نظر قرآن‌‎شناسان جزو آیات مشکل یا متشابه نیست، ولی شبهه‌انگیز است، ماه‌ها دقت کردم و سرانجام شخصاً معنای معقول و مقبول آن را نگاشتم تا قشر تحصیل کرده و جوان جذب شوند.

در این اثر، به 9 مبحث اعم از «قرآن اعجاز ماندگار»، «قرآن، اعجاز تمام عصرها و نسل‌ها»، «شاخصه‌های آیات قرآن»، «تفسیر و تأویل قرآن»، «اعجاز در مقرّرات حقوقی قرآن»، «اعجاز ادبی قرآن»، «اعجاز باطنی و معارف معنوی»، «اعجاز ماندگار اسلام» و «شبهات اخباریون در عدم حجیت ظواهر قرآن و پاسخ اصولیون» پرداخته شده است.

کتاب «قرآن در نگاه عقل و علم» تالیف محمدباقر شریعتی سبزواری در 336 صفحه و به قیمت 60 هزار تومان و در قطع رقعی با شمارگان 500 نسخه به همت مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی) منتشر و روانه بازار نشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...