انتشارات کتاب جمکران جلد دوم کتاب «بر شانه‌های اقیانوس»، شرح و ترجمه نهج‌البلاغه را به قلم علی رهبر منتشر کرد.

بر شانه‌های اقیانوس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، به اعتراف همه دانشمندان، نویسندگان و ادیبان عرب و غیرعرب، نهج‌البلاغه امام علی علیه‌السلام بعد از قرآن کریم، فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین متن به زبان عربی است که بشر شاهد آن بوده است؛ مجموعه‌ای بی‌نظیر که حکمت‌های ژرف و ارزش‌های انسانیِ متبلور در علم اخلاق را با فلسفه تاریخ و سیاست درست، درهم آمیخته و به زیباترین و شیواترین شکل ممکن آن را در مسیر چشم‌انداز بشری عرضه کرده است و سیّدرضی، آن غوّاصِ گوهر‌شناس اقیانوس واژه‌ها، آن‌ها را به‌صورت کنونی گزینش کرده و به ما عرضه داشته است.

جای تأسف است که این گوهر بی‌مانند، هنوز در میان شیعیان آن امام هُمام، مجهول و قدرناشناخته مانده است؛ چه رسد به آنان که از شناخت نور مقدس علوی نیز غافل‌اند. در این‌ میان، باید تلاش‌های بی‌دریغ شارحان و مترجمان این عرصه را ارج نهاد که برای رساندن کلام مولا به چشم و جان مخاطبان در طول تاریخ در تلاش بوده‌اند.

 این کتاب به ترجمه و شرح خطبه 101 تا 180 نهج‌البلاغه پرداخته است.کتابی که با قلم روان علی رهبر، ترجمه نهج‌البلاغه را خواندنی‌تر و مفاهم والای آن را برای عموم و به ویژه جوانان قابل درک و فهم‌تر کرده است.

حجت‌الاسلام علی رهبر، نویسنده این کتاب است. او عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان و سال‌هاست در حوزه و دانشگاه به تربیت جوانان و تألیف آثار ارزنده مشغول است. او از پسِ بیش از 40 سال انس با قرآن کریم و نهج البلاغه، مجموعه پنج جلدی «بر شانه‌های اقیانوس» را با شرحی زیبا، جامع و در عین‌حال کوتاه از نهج‌البلاغه به رشته تحریر درآورده است.

کتاب «بر شانه‌های اقیانوس» توسط انتشارات کتاب جمکران، در 250 صفحه و به قیمت 45 هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...