کتاب «درمانگاه فلسفه»  [Guérir la vie par la philosophie] با عنوان فرعی «درس زندگی از زبان فیلسوفان بزرگ» نوشته لورنس دویلرز [Laurence Devillairs] با ترجمه سامان شهرکی منتشر شد.

درمانگاه فلسفه»  [Guérir la vie par la philosophie] درس زندگی از زبان فیلسوفان بزرگ» نوشته لورنس دویلرز [Laurence Devillairs]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، تفکر و بینش فلاسفه برای اغلبِ خوانندگان دور­ازدسترس و زیاده تخصصی محسوب می­شود، ولی در کتاب «درمانگاه فلسفه» محقق و کارشناس فلسفه­ دکارتی، لورنس دویلرز، زبان پیچیده را از مفاهیم فلسفی دور ساخته و خردمندی­‌های ارزشمند برجسته‌ترین فیلسوفان را به مفاهیم قابل درک برای خواننده­ امروزی ترجمه کرده است. دویلرز به طرز ماهرانه­‌ای روشن می­‌کند که فلسفه تنها روی کاغذ معنا نمی‌­یابد، بلکه می­‌تواند به طور عملی به داشتن یک زندگی خوب و پربار بینجامد.

«درمانگاه فلسفه» به­ خصوص برای آن دسته از شیفتگان فلسفه مناسب است که علاقه‌­ای به خواندن متون تخصصی و سنگین ندارند. این کتاب، حکمت حقیقی مشهور­ترین فلاسفه، از سقراط تا کانت و دکارت را دربرمی­‌گیرد.

«درمانگاه فلسفه» در هفت بخش کلی مفاهیم فلسفی را به روشنی بیان می‌­کند و با خواندن آن متوجه می‌­شوید که چرا به‌کارگیری فلسفه در عمل منجر به داشتن یک زندگی کامل­تر خواهد شد.

این کتاب دوازهمین کتابی است که نشر خزه در قالب مجموعه‌ای با عنوان «پیاده‌روی با فلسفه» منتشر می‌کند.

«درمانگاه فلسفه» در۲۰۰ صفحه و با بهای ۶۰ هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...