کتاب «در آستـانه تمدن؛ ظرفیت های تمدنی اسلام برای احیای تمدن اسلامی در دوران معاصر» نوشته محمد بهمنی توسط مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا منتشر شد.

در آستـانه تمدن؛ ظرفیت های تمدنی اسلام برای احیای تمدن اسلامی در دوران معاصر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، تمدن اسلامی یکی از طلایی ترین تجربه‌های بشری است. اما قبول بی‌چون‌وچرای یک تمدن نوین اسلامی در دوران مدرن آسان نیست. آیا امروز هم امکان دارد که بر پایۀ همان آموزه ها و آن تجربۀ طلایی، تمدنی نوین بسازیم که در آن نه از تعالی مضامین اسلام کاسته شود، نه از درک و پاسخ به پیچیدگی‌های این زمانه ناتوان بمانَد؟ این اثر در پی پاسخ به این امکان و چگونگی است.

کتاب «در آستـانه تمدن؛ ظرفیت های تمدنی اسلام برای احیای تمدن اسلامی در دوران معاصر» دارای هفت فصل است که عناوین آن عبارتند از:

فصل اول: پیش‌نیازهای تمدن‌سازی

فصل دوم: ویژگی‌های دوران معاصر

فصل سوم: ظرفیت‌های بنیادین اسلام برای تمدن‌سازی اسلامی

فصل چهارم: ظرفیت‌های فکری ـ معرفتی اسلام برای تمدن‌سازی

فصل پنجم: ظرفیت‌های فرهنگی ـ تربیتی اسلام برای تمدن‌سازی

فصل ششم: ظرفیت‌های سیاسی ـ اجتماعی اسلام برای تمدن‌سازی

فصل هفتم: چگونگی به‌کارگیری ظرفیت‌ها در تمدن‌سازی اسلامی

کتاب «در آستـانه تمدن؛ ظرفیت های تمدنی اسلام برای احیای تمدن اسلامی در دوران معاصر» نوشته محمد بهمنی در قطع رقعی در ۳۳۵ صفحه با قیمت ۶۵ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...