کتاب «اسلام و دموکراسی در ایران» تالیف امیر دبیری مهر منتشر شد.

اسلام و دموکراسی در ایران امیر دبیری مهر

به گزارش کتاب نیوز، «اسلام و دموکراسی در ایران» پژوهشی است در سیر مجادلات فقها و روشنفکران دربارۀ نقش آرای مردمی در حکمرانی اثر امیر دبیری مهر که به تازه گی توسط نشر نقد فرهنگ منتشر شده است.

امیر دبیری‌مهر (۱۳۵۶- ) مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی و سردبیر وب‌سایت اندیشکده خرد است. کتابهای «ملک سلطانی و نگین سلیمانی: جستارهایی درباره رسانه و سیاست و امنیت»، «خردمندی و پارسایی: تاملاتی در پیوندهای دین و سیاست و جامعه» و «فرزانگی و جهانداری» از آثار مکتوب دبیری مهر است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

این پژوهش کوششی است برای طبقه‌بندی متفکران مطرح، صاحب‌نام و مؤثر در ایران که رابطهٔ اسلام و دموکراسی برایشان یک دغدغه است، تا از این طریق، چارچوبی روشن، موثق و جامع از مجموعه مباحث مربوط به اسلام و دموکراسی ارائه شود. به عبارت دیگر، در این کتاب حجم وسیعی از نظریه‌پردازی‌ها، گفت‌وگوها، مباحثه‌ها و مجادلات دربارهٔ یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاسی ایران چارچوب‌بندی و سازماندهی شده است.

«اسلام و دموکراسی در ایران» تالیف امیر دبیری مهر در 288 صفحه و قیمت 85 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...