هشتمین چاپ کتاب «خاقان صاحب قران و علمای زمان: نقش فتحعلی‌شاه قاجار در شکل‌گیری روندها و نهادهای مذهبی نو» نوشته احمد کاظمی موسوی توسط نشر آگاه منتشر شد.

خاقان صاحب قران و علمای زمان: نقش فتحعلی‌شاه قاجار در شکل‌گیری روندها و نهادهای مذهبی نواحمد کاظمی موسوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگاه هشتمین چاپ کتاب «خاقان صاحب قران و علمای زمان» را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۳۰۸ صفحه و بهای ۵۵ هزار تومان منتشر کرد.

چاپ اول این کتاب سال ۹۷ با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۳۵ هزار تومان و چاپ هفتم آن نیز سال ۹۸ با شمارگان ۲۲۰ نسخه و بهای ۵۰ هزار تومان منتشر شده بود.

فتحعلی شاه قاجار را می‌توان سنتی‌ترین پادشاه ایران دانست که ۳۷ سال بر ایران حکومت کرد. در این کتاب تحت چهار عنوان اصلی از فرآیندهای مذهبی نوپدید و پاره‌ای دگرگشت‌های فرهنگی که در عصر فتحعلی شاه پدید آمده است، گفت‌وگو می‌شود. عناوین فصول چهارگانه کتاب به ترتیب از این قرار است: «برآمدِ یک شاه خودشیفته و روحانیت گرا»، «رابطه فتحعلی شاه با علما و اهل غیب و مکاشفه»، «سلطنت به نیابت از مجتهدان» و «رویکردهای فرهنگی به رغم استبداد و زراندوزی حکومت». سخن پایانی کتاب نیز با سرفصل «تقدس یا تفنن در عین استبداد» ارائه شده است.

نویسنده ابتدا تاریخ زندگی و محیط رشد فتحعلی شاه بازروایی می‌شود. سپس، رابطه فتحعلی شاه با علما و اهل غیب و مکاشفه تحلیل شده است. در ادامه، رویکردها و دستاوردهای فرهنگی این دوره به موازات استبداد و زراندوزی شاهانه ارزیابی می‌شود و در پایان تأثیری که عصر فتحعلی شاه در اخلاق زندگی شهری ایرانیان گذارده، تحلیل می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...