کتاب «خاطرات یک‌کتاب‌فروش»  [Confessions of a bookseller] نوشته شان بایتل [Shaun Bythell] به‌تازگی با ترجمه مهرداد معینی توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

خاطرات یک‌کتاب‌فروش»  [Confessions of a bookseller] نوشته شان بایتل [Shaun Bythell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شان بایتل نویسنده این‌کتاب، یک‌کتابفروش ۵۱ ساله انگلیسی است و نسخه اصلی «خاطرات یک‌کتاب‌فروش» را سال ۲۰۱۷ منتشر کرده است. او متولد سال ۱۹۷۰ در ویگ‌تاون است. او صاحب یک‌کتابفروشی است که بزرگ‌ترین کتابفروشی دسته‌دوم در اسکاتلند محسوب می‌شود. بایتل در کتاب پیش‌رو، خاطرات خود را از شغل کتابفروشی ثبت کرده است.

او می‌گوید کتاب‌فروشی می‌تواند به شما لذت سرشاری از ارتباط با کتاب هایی بدهد که به نوعی اعتبار فرهنگی و علمی به جهان ما داده است. چنین موقعیت ارزشمندی را به ندرت می توان در دیگر کارهای زندگی تجربه کرد. به همین دلیل است که بایتل هر روز صبح با انرژی فراوانی از رختخواب بلند می‌شود، آن هم نه به خاطر انجام کاری خسته کننده و تکراری، بلکه با این‌تصور که این شانس را داشته باشد تا اولین کسی باشد که اولین نسخه کتابی را که می‌تواند تغییری در تاریخ بشریت ایجاد کند، به دست بگیرد.

این‌کتاب با ۴۳۴ صفحه و قیمت ۱۱۰ هزار تومان منتشر شده است.

[این کتاب پیش از با عنوان «دفتر خاطرات یک کتاب‌فروش» با ترجمه‌ی نازنین فیروزی منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...