کتاب «هارمونی جامع کاربردی (از ابتدا تا ورود به موسیقی آتونال)» نوشته کامبیز روشن‌روان توسط انتشارات معین به چاپ پنجم رسید.

هارمونی جامع کاربردی (از ابتدا تا ورود به موسیقی آتونال) کامبیز روشن‌روان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کامبیز روشن‌روان نویسنده این‌کتاب، موسیقی‌دان و آهنگساز متولد سال ۱۳۲۸ است. او در این‌کتاب دستاوردهای ۴۵ سال آموزش موسیقی را گردآوری کرده است. «هارمونی جامع کاربردی» درباره موسیقی چندصدایی بشر از قرن پانزدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی است. چاپ اول این‌کتاب سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات سرود عرضه شد و یک‌مجموعه دوجلدی بود. اما در سال ۹۳ با افزوده‌شدن جلد سوم به آن، در شکل و شمایل جدید و ساختار تک‌جلدی توسط انتشارات معین منتشر شد.

«هارمونی جامع کاربردی» دارای ۸ بخش اصلی است که به‌ترتیب عبارت‌اند از: مبانی، آکوردهای سه‌صدایی، نت‌های زینت، مبانی (فرم موسیقی)، آکوردها، مدولاسیون، هارمونی کروماتیک، هارمونی قرن بیستم.

چاپ پنجم این‌کتاب با ۹۱۲ صفحه و قیمت ۲۵۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...